روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٧ - ترجمه
و سعيد بن جبير،و روايت كردهاند از اميرالمؤمنين على-عليه السلام-و جماعتى اهل علم [١].
و«نظر»به معنى انتظار در قرآن بسيار است،منها قوله تعالى: وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَنٰاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ [٢]،أى منتظرة،و قوله: وَ إِنْ كٰانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىٰ مَيْسَرَةٍ ، [٣]أى انتظار،و مانند اين بسيار است.
اگر گويند:«نظر»كه به معنى انتظار باشد به نفس خود متعدّى بود، يقال [٤]:نظرته،بمعنى انتظرته.و چون به معنى«رؤيت»باشد به حرف جرّ متعدّى باشد [٥]چنان[كه] [٦]:نظرت اليه گوييم [٧]:در«نظر»كه تقليب حدقه است«إلى» گويند،و نيز«نظر»كه به معنى انتظار بود يكبار به خود متعدّى بود و يكبار به حرف جرّ،أ لا ترى إلى قوله تعالى: فَنَظِرَةٌ إِلىٰ مَيْسَرَةٍ ، [٨]و اين نظر بلا خلاف به معنى انتظار است[٢٣-پ].دگر در قول شاعر كه گفت [٩]:
وجوه يوم بدر ناظرات
الى الرحمن يأتي بالفلاح
و قال جميل بن معمر:
و اذا نظرت اليك من ملك
و البحر دونك زدتنى نعما
در اين بيتها بلا شبهه«نظر»به معنى انتظار است،و مع ذلك متعدّى است به«الى».
و جواب ديگر از اين سؤال آن است كه بعضى اهل علم گفتند از متأخّران [١٠]:«إلى»در آيت حرف جرّ نيست،و إنّما واحد«آلاء»است،و در واحد
[١] .آج:از اهل علم،ديگر نسخه بدلها:و از جماعتى از اهل علم.
[٢] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٣٥.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٠.
[٤] .آج:فقال.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بود.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .آج و ديگر نسخه بدلها+كه.
[٨] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٠.
[٩] .آج+شعر،كا:ديگر قول شاعر كه مىگويد.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها+كه.