روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٥ - ترجمه
حدقه درست به جهت مرئى طلب رؤيت او را،و آيد به معنى فكر و انديشه،و آيد به معنى انتظار،و آيد به معنى مقابله،و آيد به معنى رحمت،و از اين وجوه هيچ رؤيت نيست،و انّما تقليب حدقه است كه مشتبه است بر ايشان براى آنكه در رائى به حاسّت سبب رؤيت هست.و دليل بر آنكه«نظر»به معنى رؤيت نيامده است آن است كه:عرب اثبات نظر كنند و نفى رؤيت،آنجا كه گويند:
نظرت[٢٢-پ]الى الهلال فلم أره،به ما نگريدم [١]نديدم.و اگر نظر به معنى رؤيت بودى اين كلام متناقض بودى،به منزلۀ آن بودى كه گفتى:رأيت الهلال و لم أره،و اين باطل است.
دليل ديگر آن است كه:رؤيت به غايت نظر كنند،گويند:ما زلت انظر اليه حتّى رأيته،همىنگريدم تا آنگه كه بديدم،و چيز [٢]را به غايت نفس خود نكنند و نگويند:ما زلت أراه حتّى رأيته،و اگر نظر رؤيت بودى اين كلام مستقيم نبودى [٣].
دليل ديگر بر اين آن است كه:نظر متنوّع شود و رؤيت متنوّع نشود،بل بر يك حدّ باشد،تعلّق دارد بهرى على ما هو به،تقول العرب:نظرت إليه نظر راض،و نظر غضبان،و نظر شزرا،و نظر بمؤخّر عينه [٤]،و قد أحدّ إليه النّظر، قال الشاعر [٥]:
نظروا اليك بأعين محمرّة
نظر التّيوس إلى شفار الجازر
و قال آخر [٦]:
يخبّرنى العينان ما القلب كاتم [٧]
و لا جنّ [٨]بالبغضاء و النظر الشزر
و نگويند:رأيته و رؤية راض و رؤية غضبان.
[١] .كا،آد،گا:نگريستم.
[٢] .آج،گا:خير،كا:حيرت.
[٣] .اساس،آج:بودى،با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .كا:نظرا.
[٥] .كا:عينيه.
[٦] .آج+شعر.
[٧] .كا:كاتب.
[٨] .آج،كا،گا:و لا حبّ،تبيان:و لا حن.