فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٠ - بيع زمانى سعيد شريعتى
درهر فصل سال، ملك يك نفر از آنان دانسته شود، بدون آن كه درعين ملك، افراز يا توزيعى صورت گيرد.
در افراز زمانى، مالكيت شركا بركل عين باقى مىماند و تجزيه نمىشود؛ امّا از نظر مدّت، محدوديت مىيابد. بديهى است كه امكان و مشروعيت افراز زمانى متوقف است بر امكان و مشروعيت مالكيت موقّت و از آن جا كه ما در مباحث گذشته امكان و مشروعيت آن را اثبات كرديم، مشكلى از اين طريق وجود ندارد.
تنها مشكلى كه در راه تصوّر افراز زمانى خود نمايى مىكند آن است كه ارتكاز عرفى متشرعه و مىتوان گفت تمام فقها از افراز، همان افراز و توزيع عين بوده است و افراز زمانى به كلى از ذهن و تصوّر آنان دور بوده و ممكن است گفته شود كه چنين برداشتى از معناى افراز خلاف فهم و ارتكاز عرف و درنتيجه خلاف شرع است.
اما دراين باره بايد ياد آور شدكه چنين برداشت و ارتكازى از معناى افراز به دليل رواج آن درميان مردم بوده است و از آن جا كه بسيارى از فقها، مالكيت موقّت را امرى نامشروع و نادرست مىدانسته و تحديد و تقييد مالكيت به زمان را نپذيرفتهاند، تصوّر افراز زمانى براى آنان نيز امرى نامشروع و نادرست مىنموده است.
درخور توجّه است كه افراز، اصطلاحى نيست كه درشريعت اسلام، مفهوم خاصّ و ويژه اى داشته باشد، بلكه افراز به معناى توزيع عادلانه مال مشترك است و از آن جا كه همواره، توزيع عادلانه مال از طريق توزيع عين و تجزيه سهام مال صورت مىگرفته است، اصطلاح افراز به اين معنا تلقى شده و در ارتكاز عرف و حتى فقها جاى گرفته است. هدف از افراز آن است كه به نحوى عادلانه و مشروع به اشاعه پايان داده شود و مال مشاع به نحوى رضايت بخش تقسيم شود و راه توزيع عادلانه را بايد در عرف مردم جستجو كرد؛ چرا كه شيوه خاصّى در شريعت پيش بينى نشده است. بنابر اين اگر شيوه جديدى توسط عرف و عقلا، ابداعشود كه تقسيم مال مشترك را به نحوى عادلانه و رضايت بخش انجام دهد و برخلاف اصول مسلّم فقهى وحقوقى نيز نباشد، اشكالى در پذيرش آن نيست.