فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٦ - بيع زمانى سعيد شريعتى
با توجّه به همين ديدگاه موسّع برخى از نويسندگان اطلاق مالكيت را برحق موءلفان و هنرمندان روا دانستهاند. (٤٤)
٣.مالكيت امرى اعتبارى است. به طور كلى مالكيت داراى چهار مرتبه مختلف است (٤٥):
الف) مالكيت حقيقى كه عبارت است از: سلطنت كامل برموجودات به گونه اى كه اختيار مملوك حدوثا و بقاء به دست مالك باشد. چنين مالكيتى مخصوص ذات بارى تعالى است.
ب) مالكيت انسان برنفس و اعضا و افعال وذمّه اش.
ج) مالكيت مقولى خارجى كه عبارت است از: هيأت حاصله از احاطه جسمى بر جسم ديگر و اين نوع مالكيت تحت عنوان مقوله «جده» در فلسفه مورد بحث قرار مىگيرد. مانند هيأت حاصله از احاطه لباس به انسان. مالكيت به اين معنا از اعراض خارجى است كه قوام آن نيز به يك موجود خارجى مىباشد.
د) مالكيت اعتبارى كه عبارت است از: اعتبارسلطنت و احاطه يك شخص(مالك) بر يك شىء(مملوك).
سه قسم اوّل از مالكيت، امورى حقيقى و واقعى هستند ولى مالكيت به معناى اخير، امرى اعتبارى است كه عقلا يا شارع آن را برحسب نياز جامعه اعتبار مىكنند وحق مالكيت كه درفقه و حقوق مورد بحث قرار مىگيرد، همين مرتبه از مالكيت است. بنابر اين مالكيت دراصطلاح فقه وحقوق از مقولات واقعى و اعراض خارجى نيست. (٤٦) به تعبير روشن تر:
مالكيت امرى اعتبارى است؛ يعنى حقيقت آن عين اعتبار عقلا يا شارع است. (٤٧)
(٤٤) همان.
(٤٥) توحيدى، محمد على، مصباح الفقاهه، (تقريرات درس آيت اللّه خويى)، ج٢، ص٢٠.
(٤٦) إنّ الملكية الشرعية ليست من المقولات الواقعية حتّى يتوقف العرض منها على موضوع محقق في الخارج بل من الاعتباريات بمعنى اعتبار مقولي...( اصفهانى، محمد حسين، همان، ص٤).
(٤٧) يزدى، سيد محمد كاظم، همان، ص٥٣.