فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٠ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
دست او بريده نمىشود؛ زيرا با شكنجه اقرار كرده است. (١٣١)
شايد مفروض روايت جايى است كه گمان نمىرود مالى كه دردست اوست مال دزدى نباشد و به همين خاطر شمارى از فقيهان به مضمون روايت عمل كردهاند؛ حال آن كه برخلاف اين دسته، علامه حلى و متأخّران به اين حديث عمل نكردهاند؛ با اين گمان كه ممكن است مالى كه دردست اوست از راه دزدى نباشد. (١٣٢)
درهرصورت، روايت، نشان دهنده عدم اعتبار اقرار كسى است كه با تعزير و زدن اعتراف كند.
حديث ديگر، روايتى است كه ابو بخترى از امام صادق(ع) از اميرموءمنان(ع)نقل مىكند:
آن كه با برهنه كردن، ترساندن، زندانى كردن يا تهديد اقرار كند، حدّى براونيست (١٣٣).
اشكال: «مورد» روايات پيش گفته، حدود است؛ بنابراين نشانگر عدم حجيّت اقرار و اعتراف درساير موارد نيست.
جواب: عموم تعليل كه از فراز «لانّه اعترف على العذاب؛ زيرا با شكنجه اقرار كرده است» به دست مىآيد براى تجاوز از مورد حدود [و شمول ساير موارد] كفايت مىكند.
افزون براين، عموم سخن معصوم(ع): «رفع ... و ما استكرهوا عليه». (١٣٤)
ـ با اين برداشت كه حكم رفع، تنها ويژه احكام تكليفيّه نيست ـ گواه ديگرى بر ادعاى ماست كه عدم اعتبار اعتراف درصورت وجود شكنجه و اكراه، تنها، درمورد حدود نيست و موارد ديگر را نيز در برمى گيرد.
درخور توجه است كه موارد تجويز تعزير از سوى حاكم، تنها، ويژه حفظ نظام، رفع
(١٣١) وسائل الشيعه، ج١٨، ص٤٩٧، باب٧، حدّ السرقه، حديث٢.
(١٣٢) جواهر الكلام، ج٤١، ص٥٢٥.
(١٣٣) وسائل الشيعه، ج١٨، ص٤٩٧، باب٧، حدّ السرقه، حديث٢.
(١٣٤) مستدرك الوسائل، ج٦، ص٤٢٣، باب٢٦، حديث١.