فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٩ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
چنين نگاشت:
بسم الله الرحمن الرحيم... امور شما را به حذيفة بن يمان واگذاردم. او از آنهايى است كه رفتارشان را مىپسندم و اميد به راستى و درستى شان دارم. به او دستور دادم به نيكان شما خوبى كند و بردودلهايتان سخت گيرد. (١١٤)
١٠.بلاذرى در «أنساب الاشراف» مىنويسد: على عليه السلام آن گاه كه ابوالاسود دوءلى آن حضرت را از خيانت كارگزارش با خبر كرد، به او (دوءلى) چنين نوشت:
نامه تو را دريافتم؛ چون توست كه خير خواه امام و امت است و راهنماى برحقّ و پاره كننده [و از بين برنده [ستم. درمورد آنچه نوشته بودى براى همراه و همكارت نامه اى نگاشتم و [البته[ او را از نامه تو آگاه نكردم. ازاين پس «خبردهى» را رها مكن و هر آنچه درنگ درآن را به صلاح امت ديدى گزارش كن؛ چه آن كه سزاوار آن هستى و اين برتو واجب است. والسلام. (١١٥)
١١. على(ع) در پيمان نامه خويش به مالك اشتر فرمود:
جاسوسها و مراقبها را از راستان و وفاداران به مردم[برگزين و] بفرست؛ چرا كه پيمان نهانى تو با آنها در امور و وظايفشان، آنان را به امانت دارى و مدارا با توده مردم سوق مىدهد. (١١٦)
١٢. رسول خدا در فرمانى و درضمن بيان آنچه براى حاكم درباره جانشينان، وزيران و معاونان او سزاوار است، خطاب به منصوب خويش فرمود:
با تمام اينها، از پى گيرى امور آنها و دقّت در رفتار و روش آنان غافل مباش ودرمورد مسأله اى كه برتو پوشيده نيست[ و از آن خبردارى] به نرمى و مهربانى با آنان برخورد نما تا در يابى درانجام وظايفشان، و در رفتار با مردم چگونهاند.
(١١٤) بحارالانوار، ج٢، ص٨٧.
(١١٥) انساب الاشراف، ج٢، ص١٧٠، موءسسه اعلمى.
(١١٦) نهج البلاغه، نامه٥٣، ص٤٣٥.