فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
ازامام رضا(ع) شنيدم كه مىفرمود: رسول خدا فرموده: لعنت خداوند برآن كه جز قاتل خويش را بكشد و جز زننده خود را بزند. (١٢٧)
و مانند روايت صحيح حلبى از امام صادق(ع) :
رسول خدا فرمود: ستمكارترين مردم نسبت به خداى عزّوجلّ كسى است كه جز قاتل خويش را بكشد و جزضارب خود را بزند. (١٢٨)
چرا كه اين گونه روايات از صورت تزاحم و پيدايش عناوين ثانويه همچون حفظ نظام، منصرف و رويگردان است. روايتى كه در مغازى، نقل شده موءيّد ادعاى ماست:
به رسول خدا خبر رسيد گروهى از بنى سعد آهنگ يارى يهوديان خيبر دارند. از اين رو پيامبر اكرم حضرت على(ع) را همراه صد نفر راهى كوى بنى سعد درفدك نمود، اميرموءمنان شبها حركت نمىكرد و روزها پنهان مىشد تا آن كه در «همج»(آبگيرى ميان خيبر و فدك) به جاسوسى برخورد و فرمود: كيستى؟ آيا از پشت سرت از گروه بنى سعد چيزى مىدانى؟ گفت: نمىدانم. براو سخت گرفتند؛ آن گاه او را به سوى خيبر گسيل داشتند تا به يهود اطلاع دهد بنى سعد حاضرند آنها را يارى دهند به آن شرط كه از خرمايشان همان سهمى را كه براى گروه ديگر قراردادهاند براى ايشان نيز كنار بگذارند و باكى از آنها به دل راه ندهند.[همراهان على(ع)[ از جاسوس پرسيدند: آنها كه مىگويى كجايند؟ گفت: هنگامى كه آنهارا ترك كردم دويست تن گرد آمده بودند و سركرده آنان وبربن عليم بود. گفتند: با ما بيا و راه را نشان ده. گفت: به شرط آن كه امانم دهيد. گفتند: اگر جاى آنها و چهار پايانشان را به ما نشان دهى در پناه ما خواهى بود و گرنه هيچ امانى براى تو نخواهد بود. گفت: [هرچه شما بگوييد] همان است... (١٢٩).
(١٢٧) وسائل الشيعه، ج١٩، ص١١، باب٤، قصاص النّفس، حديث٣.
(١٢٨) همان، حديث١.
(١٢٩) المغازى، ج١٢، ص٥٦٢؛ الاستخبارات والامن، ج٣، ص٣٤٤.