فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - حواله سيد على رضا حائرى
به وفا تفسير كنيم، دراين صورت وفا به مال ذمّى مملوك غير خواهد بود و ايقاعى است كه به غير(حواله پذير) مربوط است نه حواله دهنده؛ زيرا حواله پذير است كه مال در سلطه اش را به حواله گيرنده تمليك مىكند و دخالت حواله دهنده درآن معتبر نيست؛ نه انشاى وى و نه اجازه اش. عدم اعتبار انشاى وى براى اين است كه دراين صورت حواله، تصرّف در مال حواله پذير است نه مال حواله دهنده واجازه وى معتبر نيست؛ زيرا حواله، حقى را ـ كه نيازمند اجازه باشد ـ از حواله دهنده فوت نمى كند.
بله، اگر حواله دهنده از حواله پذير غير بدهكار بخواهد كه دين او را ـ كه در ذمه اش براى حواله گيرنده ثابت است ـ وفا كند، دراين صورت ضامن مىشود و دخالت حواله دهنده درحواله، معتبر خواهد بود اما اين موضوع به بحث ما ارتباط ندارد.
پس درحواله دادن به غير بدهكار ـ اگر آن را به وفا تفسير كنيم ـ دخالت حواله دهنده معتبر نيست نه انشائش و نه اجازه اش؛ بلكه تنها ايقاعى ازجانب حواله پذير است. امّا اجازه حواله گيرنده معتبر است؛ زيرا اشاره كرديم كه حواله گيرنده طلبكار، در رساندن حواله دهنده بدهكار به مال خارجى، داراى حق است و از آن جا كه حواله ، رساندن به مال ذمّى ديگراست، حواله از بين برنده حق اوست و اجازه وى معتبر است.