فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - نقش زمان در تحول سيره ها و واژگان از نگاه شهيدصدر احمد مبلّغى
داد؛ يعنى نمىتوان ارزيابى اهل لغت را ارزشى بيشتر از قرينه اى گرفت كه درجريان كشف تأثير مىگذارد، هرچند مىپذيريم اين قرينه، درمواردى نقش ويژه دارد و ضريب احتمالات ذهنى ما را در نيل به معناى اصلى واژه و كشف آن به صورتى مؤثّر بهبود مىبخشد.
درحالت دوم نيز اگر چه سخن راندن از وجود يك اصل عقلايى مىتواند ديدگاه لغت دانان را اعتبار بخشد و ما را از دغدغه چند وچون توانايى ديدگاه آنها براى كشف برهاند، ولى مشكل از آن جا آغاز مىشود كه اصولا اصلى دراين زمينه وجود ندارد، و يا اگر اصلى به چشم مىآيد، كاربرى لازم را دراعتبار بخشى به ديدگاه اهل لغت در بر ندارد. اصلى كه دراين زمينه به چشم مىآيد، اصل عقلايى عدم نقل است كه طبق آن، سررشته معناى كنونى واژه به گذشته ها مىرسد و نشأت گيرى آن از وقوع يك نقل از معناى اوّلى و اصلى، نفى مىشود.
روشن است كه اين اصل تنها درقبال واژه هايى طرح خواهد شد كه هم چنان درمحاورات عرفى مورد استفاده قرار مىگيرند و عرف با تبادر، مفهومى مشخص از آنها مىفهمد. امّا هنگامى كه عرف اصولا درجريان تبادر، معنايى درنيابد، ديگر معنايى معتبر دردست نيست تا به قضاوت درباره آن با توجّه به اين اصل بپردازيم.
به هر حال دركلمات شهيدصدر ازاين قسم به صورت ويژه يادى نشده است، امّا برپايه تصويرى كه وى براى اصل عدم نقل ارائه مىكند، اين اصل درموارد وجود تبادر عرفى جريان مىپذيرد. بنابراين دراين قسم نيز همچون قسم اوّل احراز معناى مورد نظر امامان(ع) لازم است.
درادامه بحث، ديدگاه شهيدصدر درمورد اصل ياد شده، آشكارتر خواهد شد.
گفتنى است اين دسته براساس يك نگاه دقيق، خود به چند دسته تقسيم مىشود:
دراين صورت، گاه هردو گروه به تعيين يك مفهوم براى واژه مبادرت ورزيده اند و