فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٠ - نقش زمان در تحول سيره ها و واژگان از نگاه شهيدصدر احمد مبلّغى
پژوهشگران پهن كنيم. به يقين بحث هايى از اين دست نيازمند عمق و اشباع شدن بيشتر توسط محقّقان و انديشمندان است.
ارائه اين مباحث، تفكر مطلق نگرانه و كليشه اى را در استفاده از روايات به چالش مىكشاند و استفاده از سنت را درزمان، معقول تر و سودمند تر مىسازد.
بحث را در دو فراز پى مىگيريم:
ـ تحوّل تاريخى واژه ها
ـ تحوّل تاريخى سيره ها
تحوّل تاريخى واژه ها
درعرصه استنباط ، تبيين مقصود از واژگان ـ كه داراى مفاهيمى كشدار و چند لايه هستند ـ بسيار پر اهميت و از اصول روش تحقيق به حساب مىآيد؛ به ويژه آن كه ميان دو زمان صدور متن و استنباط از آن، فاصله اى بسيار افتاده باشد كه دراين صورت مطالعه تطوّر تاريخى واژه ها، يك ضرورت اجتناب ناپذير محسوب مىشود.
عادت كرده ايم كه واژه هاى مورد استنباط دردوره هاى گذشته را حاكى از همان مفاهيمى بدانيم كه امروزه با شنيدن آن واژه ها به ذهن تبادر مىيابند. مسلما از اين رهگذر گاهى فرصت فهم ژرف و درست مفاهيم اراده شده درگذشته از دست مىرود.
درحوزه استنباط كه التزام به مفاهيم برخاسته از واژگان يك روايت زيربناى اجتهاد را تشكيل مىدهد، عدم دقّت در تطوّر تاريخى واژه هاى روايى به درك نادرست و غير معتبر از روايت مىانجامد.
پرسش اساسى اين است كه تطوّر تاريخى واژگان چيست و چگونه مىتوان آن را طبقه بندى، ارزيابى و در نهايت شناسايى كرد؟ به طور كلى تطوّر واژگان را مىتوان تأثير و انعكاس زمان در مفهوم يك واژه يا برداشت ما از آن دانست. پاسخ به اين پرسش مهم را با دسته بندى تأثير گذارى زمان بر واژه ها پىمىگيريم: