فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٤ - نگاهى به اختلاف فتاواى آية الله خويى و شهيد صدر در باب بيع محمد رحمانى
باشد، اما اگر وجوب مدلول اطلاق نباشد ـ مانند احكام وضعى ـ اين حمل بر استحباب راه نخواهد داشت.
يكى ظهور در وجوب و اگر اين ظهور ممكن نبود، به ظهور دوم ـ كه دراستحباب است ـ نوبت مىرسد.
بنابراين اگر از سوى شارع ترخيص وارد نشود، صيغه امر وضعا بروجوب دلالت دارد و اگر ترخيص وارد شد، ظهور اوّل ممكن نيست منعقد شود. از اين رو امر حمل براستحباب مىشود(اين گونه حمل بر استحباب دراحكام تكليفى فقط راه دارد؛ زيرا احكام تكليفى به واجب و مستحب تقسيم مىشوند؛ اما دراحكام وضعى كه داراى مراتب شديد وضعيف نيست ـ مانند حكم به پرداخت خراج ـ چنين حملى درست نخواهد بود.) (٢٧)
بنابراين حمل روايات قسم دوم براستحباب طبق هيچ يك از مبانى سه گانه معروف در باب وجوب و استحباب صحيح نيست.
(٢٦) اين مبناى مشهور اصوليان است.
(٢٧) اقتصادنا.