فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٢
و برخى برهمه اين معانى حمل كرده اند.
چگونگى معنا كردن مفردات و الفاظ آيات از اهميّت بسزايى برخوردار بوده و لازم است فقيه، تسلّط عميقى برقرآن و روايات داشته باشد. شيخ الطايفه درمعناى اين واژه مىگويد:
قوله عزّوجلّ: {فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرا} فالخير، المراد به الامانة والاكتساب و به قال الشافعي ومالك....
دليلنا: أنّ ما اعتبرناه مجمع على أنّه يتناوله الاسم، و ما ذكروه ليس عليه دليل. و أيضا: فإنّ اسم الخير يقع على المال و العمل الصالح و الثواب.
أمّا المال؛ فقوله تعالى: {إن ترك خيرا الوصيّة للوالدين} يعني: إن ترك مالا و قال: {و إنّه لحبّ الخير لشديد} يعني المال.
و أمّا الثواب، فقوله: {والبدن جلعناها لكم من شعائر اللّه لكم فيها خير} يعني ثوابا.
و أمّا العمل الصالح، فقوله: {فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره} يعني عملا صالحا.
و إذا كان محتملا لذلك كلّه، وجب حمل الآية على عمومها إلا ما خصّه الدليل؛ (٥٢)
مقصود از كلمه «خير» درآيه شريفه ، امانت دارى و كار وكاسبى است. شافعى و مالك نيز همين را گفته اند.
... دليل ما آن است كه اين معنا مورد اتفاق همه فقهاست كه اين واژه آن را در بر مىگيرد و برگفته ديگران، دليلى نيست كه اين واژه آن را برساند. همچنين واژه «خير» به معناى مال و عمل صالح و ثواب اطلاق شده است... و اگر اين واژه [ درآيه مذكور] درمورد هريك از اين سه معنا، احتمال برداشت آن مىرود، لازم است آيه را برعموم آن(كه هرسه معناست) حمل كنيم مگر آن كه دليلى آن را تخصيص بزند.
درادامه نوشتار، و در شماره هاى بعد، نمونه هايى ديگر از برداشت هاى فقهى شيخ، كه از جهت كاربرد، نيز مورد ابتلا هستند، خواهيم آورد.
(٥٢) خلاف، ج٦، ص٣٨١ـ٣٨٢.