فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - نقش زمان در تحول سيره ها و واژگان از نگاه شهيدصدر احمد مبلّغى
درواقع هردو سيره از يك آبشخور سرچشمه مىگيرند و در وراى آنها يك ارتكاز عقلايى مشخص نهفته است.
چه بسا بتوان سيره جديد را نيز معتبر شمرد ـ هرچند كه مورد امضاى شارع قرار نگرفته است ـ از آن جهت كه شارع با امضاى خود نسبت به سيره قبلى درحقيقت مهرصحت بر ارتكاز نهفته در وراى آن سيره زده است و از آن جا كه همان ارتكاز موجب بروز سيره جديد شده است، اين سيره را نيز مىتوان معتبر شمرد.
اين استدلال را مىتوان تكميل كرد و گفت: در هر سيره، اصل وروح، ارتكازى است كه درقالب يك سيره نمود يافته است و از آن جا كه اين روح را شارع تأييد كرده است درهر قالب كه ظهور يابد معتبر است.
درحقيقت ارتكاز،يك اصل كلّى است كه تطبيق هاى متعدد مىتواند داشته باشد.
ديدگاه فقيهان عدم اعتبار چنين سيره اى است، چه آن كه سيره، اعتبار خود را از امضا و تأييد شارع مىگيرد.
سخن در اين است كه اگر نسبت به وقوع اين نقش به ترديد افتاديم، چه بايد كرد؟ يعنى اگر سيره اى را هم اكنون ميان عقلا يا متشرّعه برپا يافتيم، امّا ترديد كرديم كه اين سيره را آيا زمان، بعد از سپرى شدن دوره شارع پديد آورده است يا درهمان زمان موجود