فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨١ - نقش زمان در تحول سيره ها و واژگان از نگاه شهيدصدر احمد مبلّغى
اين نوع تطوّر، يك سرنوشت تاريخى براى ادبيات به شمار مىرود و هميشه با واژگان همراه است؛ سرنوشتى كه از ماهيت متحوّل و تكاملى زندگى اجتماعى و ارتباط آن با واژه ها و ادبيات منشأ مىگيرد. يعنى درهر دوره عوامل متفاوتى درچارچوب دهى به ذهن ها فعال مىشوند كه محيط انسان ها را از واژه ها دچار تحوّل مىكنند. به سخن ديگر دراين نوع از تطوّر، انعكاس معناى واژگان در ذهن مخاطبان در ادوار مختلف تاريخى دستخوش تغيير مىشود و سطوح تحليل آن واژه دچار تحول مىگردد.
براين اساس يك واژه در دو مقطع گذشته و امروز داراى تبادر عرفى متفاوت است. تبادرعرفى واژه دردوران گذشته برخاسته از ادراكى است كه ماهيّت ساده آن مفهوم را درآن دوره منعكس مىسازد و تبادر عرفى همان واژه در امروز در ساختار ادبياتى همگن و همدوش با واژگان ديگر ـ كه شايد در گذشته نيز دركنار آنهايا برخى از آنها قرار مىگرفته ـ ويژگى هاى اجتماعى پيچيده ترى را به دست مىدهد.علاوه براين درك ما از آن واژه با سرنوشت تاريخى آن نيز عجين شده است؛ درحالى كه پيشينيان هرگز اين سرنوشت را به چشم نديده بودند. اين تفاوت ها درحالى است كه تعريف كلاسيك و مدرسه اى يا لغوى از مفهوم واژه در بستر تاريخ، دست نمى خورد.
درحوزه استنباط احكام فقه كه فهم مراد از واژه ها جايگاهى حساس دارد، اين نوع از تطوّر مفهومى ، بسيار لغزنده به حساب مىآيد. يكى از مثال هاى كار آمد براى توضيح اين نقش، سرنوشتى است كه واژه هاى «عبيد» و «اماء» از سرگذرانده اند.