فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٢ - نگاهى به اختلاف فتاواى آية الله خويى و شهيد صدر در باب بيع محمد رحمانى
نقد و بررسى
چه بسا به استدلال به اين روايت چنين اشكال شود:
اولا، برخى از فقها براين باورند كه زمين احيا شده با ترك آن و خراب شدن، از ملكيت احياگر آن خارج نمىشود. براساس اين مبنا زمين همچنان ملك مالك اول است و اگر احياگر دوم آن را احيا كند تنها نسبت به زحماتى كه كشيده صاحب حق مىشود و شايد اين كه امام مىفرمايد: «اگر صاحب اول را مىشناسد بايد حق او را بپردازد» اشاره به اين مطلب باشد.
براين مبنا روايت از بحث خارج و هيچ گونه دلالتى بر اين كه احيا موجب ملك نمىشود، ندارد.
ثانيا، برفرض بپذيريم كه زمين با خراب شدن ازملكيت مالك اوّل خارج شود، پرداخت حق مالك اول منافاتى با حصول ملكيت ندارد؛ زيرا ممكن است گفته شود: هرچند احيا سبب ملك شده ولى چون مالك اول نيز زحماتى را روى زمين كشيده و احياگر دوم از زحمات او بهره مند مىشود بايد حق او را بپردازد.
درصورت استدلال به اين صحيحه، برمدعاى غير مشهور ـ يعنى اين كه احيا سبب حق مىشود نه ملك ـ مشكل است.
٢. صحيحه سليمان بن خالد:
سألت أبا عبداللّه(ع) عن الرجل يأتي الارض الخربة فيستخرجها ويجرى أنهارها و يعمرها و يزرعها ماذا عليه؟ قال:
از امام صادق(ع) درمورد مردى پرسيدم كه زمين خرابى(موات) را آماده و نهرهاى آن را لاى روبى و آن را آباد و در آن زراعت مىكند، چه چيزى براو واجب است؟ حضرت فرمود: صدقه(زكات). عرض كردم: اگر صاحب آن را مىشناسد؟ فرمود: حق او را بايد به او بدهد.
(١٤) آية اللّه تقى قمى، مبانى منهاج الصالحين،ج٣،ص٣٢٩.