فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٩ - نقش زمان در تحول سيره ها و واژگان از نگاه شهيدصدر احمد مبلّغى
و گاه نيز با اين مطالعه ، حالاتى از مردم يا راويان كشف مىشود كه تحليل و گرد آوردن آن حالات، وجود يك سيره را درآن دوره آشكار مىسازد.
شهيدصدر به اين موضوع نيز توجه نشان داده و مىگويد:
روايات به صورت ضمنى جنبه هايى از زندگى راويان يا مردم را منعكس مىسازند. (١٣)
راه حل دوم: تكيه مستنبط بر عنصر
«نرسيدن و منعكس نشدن يك مسأله درتاريخ»
گاه مستنبط چندان نيازمند آن نيست كه مسير دورى را درتاريخ طى كند و با عبور از جاده پر سنگلاخ زمان، به سوى صدر اسلام به پيش رود؛ بلكه با تكيه بريك نكته تاريخى، كه كشف آن به سهولت و سرعت امكان پذير است، مىتواند تحليلى عقلى را سامان دهد كه نتيجه اش كشف وجود يك سيره در زمان امامان(ع) است . اين نكته تاريخى، عدم انعكاس يك مسأله درتاريخ و به عبارت ديگر نرسيدن مسأله به دست ماست.
آنچه به ما نمى رسد گاه يك سيره است و گاه لوازم عدم يك سيره. در هر صورت وجود سيره مقابل، آشكار و كشف مىگردد. براى توضيح بيشتر، هريك را جداگانه بررسى مىكنيم:
* به گونه اى است كه نمى تواند درآن، سيره اى شكل نگيرد؛ به اين معنا كه پديده اى اجتماعى است كه شكل گيرى سيره درآن اجتناب ناپذير مىنمايد؛ مانند مسأله
(١٣) دروس في علم الاصول،ج١،ص٢٧٨