فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - نقش زمان در تحول سيره ها و واژگان از نگاه شهيدصدر احمد مبلّغى
همان طور كه ملاحظه مىشود اين دو سيره ،مشخص و تعريف شده هستند و همان طور كه به عنوان ويژگى سوم خواهد آمد از مشخصه يك سيره راه به مقصود مىبريم و سيره موجود در عصر امامان(ع) را درك مىكنيم.
* ويژگى سوم اين كه بتوان با در نظر گرفتن مشخّصه يك سيره، ميان عدم سيره ديگر و انعكاس آن در تاريخ ملازمه بر قرار كرد.
درمثال فوق اگر فرض را بر موجود بودن سيره مسح با تمام كف دست در زمان معصوم(ع) بگذاريم به دست مىآيد كه برپايى اين سيره از آن جا كه توان دلالت بروجوب را ندارد، طبعا بايد در آن روزگار سؤالاتى در باره اين كه آيا تمام كف واجب است؟ متوجه امامان(ع) مىشد. با توجّه به اين مشخّصه مىتوان لازمه اين سيره مفروض را طرح سؤال هاى فراوان از امام(ع) درمورد وجوب مسح با تمام كف دست گرفت.
اين لازمه به ما نرسيده است درحالى كه عادتا اگر وجود مىداشت به ما مىرسيد. از اين جا در مىيابيم ملزوم ـ يعنى سيره استقرار يافته برمسح با تمام كف دست ـ اصلا وجود نداشته است.
شهيدصدر در پاسخ به اين سؤال كه چگونه اگر لازمه ياد شده وجود مىداشت حتما به ما مىرسيد، به نكاتى چند توجه نشان مىدهد: يكى اين كه درمفروض مسأله، مبتلا بودن مردم به مسأله در نظر گرفته شده است و طبعا يك مسأله مورد ابتلا جنبه اجتماعى و فراگير دارد و دوم اين كه در مسأله انگيزه اخفاى حكم مورد نظر امامان(ع) در كار نبوده است و دلايلى در اختيار نيست كه اين اخفا را توجيه كند، بلكه انگيزه هاى نقل و بازگو كردن آن، به وفور مشاهده مىشود. (١٦) با اين وصف سؤالات ياد شده به ما نرسيده است.
بدين گونه از طريق منعكس نشدن اين سؤالات درتاريخ ـ كه لازمه سيره تلقّى
(١٦) ر.ك:دروس في علم الاصول،ج١،ص٢٧٩.