فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٠ - نقش زمان در تحول سيره ها و واژگان از نگاه شهيدصدر احمد مبلّغى
تفهيم و تفهّم كه حتما سيره و طريقه اى درآن بايد از سوى معصوم(ع) و معاصران او شكل گيرد.
* به گونه اى است كه سيره مفروض را مىتوان به دو شكل تقسيم كرد و يك تقسيمى ثنايى را ترتيب داد؛ مثلا در مسأله تفهيم و تفهّم سيره شكل گرفته درآن يا بايد تكيه بر ظواهر باشد يا طريقه اى ديگر. علت آن كه ما مىتوانيم اين تقسيم بندى ثنايى را نسبت به سيره انجام دهيم، آن است كه هم اكنون درعرصه تفهيم و تفهّم ميان ما يك سيره(سيره تكيه بر ظواهر) وجود دارد و طبعا با مشاهده اين سيره اين سؤال پيش مىآيد كه سيره زمان
معصوم(ع) آيا همين سيره بوده است يا چيز ديگر؟ بدين گونه تقسيمى ثنايى شكل مىگيرد.
مسأله به گونه اى است كه اگر سيره فرضى ـ كه در مقابل سيره كنونى قرار دارد ـ واقعا در آن دوره وجود مىداشت، بايد در تاريخ منعكس مىشد و به ما مىرسيد؛ امّا اين كه چگونه وكى مىتوان ميان وجود داشتن سيره در آن دوره و انعكاس يافتن آن در تاريخ، ملازمه ديد، پاسخ اين است كه مسأله آن گاه كه از بعدى اجتماعى و فراگير برخوردار باشد، بازتاب شكل گيرى يك سيره در آن،نمى تواند سايه بر تاريخ نيفكند و به ما نرسد.
مسأله تفهيم و تفهم از همين سنخ است. بدين سان با تكيه برعنصر عدم انعكاس درتاريخ ـ كه به سادگى قابل فهم و اذعان است ـ مىتوان سيره كنونى را سيره زمان امامان(ع) به شمار آورد. البته همان گونه كه بيان شد از اين عنصر تنها در شرايطى خاص مىتوان بهره جست.
شهيدصدر اين موضوع را به صورت زير منعكس مىسازد:
براى سلوكى كه مىخواهيم آن را به عنوان سلوك عمومى مردم معاصر با امامان(ع) ثابت كنيم سلوك جايگزينى در نظر آيد كه درصورت عدم فرض