فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥ - حواله سيد على رضا حائرى
پيش ازاين، دو تقريب براى آن ذكر كرديم:
اما حواله گيرنده، به خاطر اين كه عوض اوّل ازملكش خارج و عوض دوم درملكش داخل گرديده است. امّا حواله پذير، زيرا عوض دوم ازملكش خارج شده اگر چه عوض اوّل درملكش داخل شده بلكه درملك حواله دهنده داخل شده است.
اين بحث باقى مىماند كه آيا دخالت انشايى حواله دهنده نيز دراين معاوضه لازم است ـ به اعتبار اين كه عوض اوّل درملك او داخل شده و دخول عوض درملك او مساوى با سقوط دين از وى مىباشد ـ يا اين كه دخالت انشايى وى درمعاوضه معتبر نيست ـ به اعتبار اين كه هيچ يك از دو عوض ازملك او خارج نشده است؟
به نظر مىرسد اين مورد به باب تمليك دين به مديون، ملحق است. بنابراين اگر بگوييم: تمليك دين به مديون، هبه و عقد است، دراين جا نيز ازدخالت انشايى حواله دهنده ناگزيريم و اگر در آن جا بگوييم كه تمليك دين به مديون ابراء و ايقاع است و احتياجى به قبول مديون ندارد، دراين جا نيز دخالت انشايى حواله دهنده منتفى است. از آن جا كه توضيح اين بحث دراين جا ما را به طرح نكات اساسى براى ملحق شدن هبه به ابراء مىكشاند، آن را به جاى خود وا مىگذاريم.