اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٨٧٣ - حیرتی اصفهانی
پادشاهی باز پس گرفت و به نگارستان نزد محمّد شاه برد و پس از تبعید عبداللَّه خان امین الدوله به عتبات، به حکومت شهر اصفهان منصوب شد. او به علت ظلم و ستم فراوان مورد خشم مردم قرار گرفت. آنان شورش کرده و خسروخان را در کاخ هفت دست محاصره کردند. در سال ١٢٥٣ق از طرف دولت، فرخ خان غفاری کاشانی (امین الدّوله) برای رفع غائله به اصفهان آمده و خسروخان را بر کنار و به تهران فرستاد. خسروخان پس از آن به حکومت کردستان گمارده شد. و از وضع او پس از آن اطلاعی در دست نیست.[١]
میرزا خصمی اصفهانی
میرزا خصمی اصفهانی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. مردی شوریده حال و آشفته وضع بوده است. به هند رفت و به سبب رفتار و گفتار ناشایست، پادشاه آنجا از او رنجیده و آقانور جولاه (بانی مسجد آقانور اصفهان) اسباب سفر او را فراهم ساخته و میرزاخصمی به اصفهان آمد و در این شهر فوت شد. از اوست:
ساقی بده آن باده که از هوش خود افتم
خود بار خودم، یک نفس از دوش خود افتم[٢]
خلف بیک سفره چی
خلف بیگ سفره چی، از اخیار و نیکوکاران اصفهان داشت. در زمان شاه عباس صفوی منصب «سفره چی» را در دربار به عهده داشته و مسجد سفره چی (که عوام به آن مسجد سرخی می گویند) را بنا کرده است.
مسجد در سال ١٠١٤ق ساخته شده و کتیبه آن را صحیفی شیرازی شاعر خطاط
[١] شرح حال رجال ایران، ج١، صص ٤٧٩ و ٤٨٠؛ بیان المفاخر، ج١، صص ٢٢٣ و ٢٢٤؛ جایگاه گرجی ها در تاریخ، ص٢٩٢.
[٢] تذکره نصرآبادی، ج١، ص٤٠٨؛ کاروان هند، ج١، ص٣٨١؛ تذکره شمع انجمن، ص٢٣٣.