اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٨٧ - بهزاد نقاش اصفهانی
بهروز ریحان اسفرجانی
بهروز سلطانیان متخلّص به «ریحان» شاعر معاصر در روستای «اِسفِرجان» از توابع شهرضا متولّد شد و تحصیلات ابتدائی و متوسطه خود را در اسفرجان و شهرضا به اتمام رسانید و در سال ١٣٣٥ به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس پرداخت. از کودکی طبع شعر داشت. در جوانی در اغلب انجمن ها شرکت می کرد که می توان از انجمن ادبی حافظ و انجمن ادبی آشفته نام برد. همچنین وی انجمن مداحان شهرضا را برپا می نمود. «ریحان» در شب یکشنبه ٢١ تیرماه ١٣٨١ش به دیار باقی شتافت. کتاب چهل و پنج معما از آثار او در سال ١٣٣٧ش به چاپ رسیده است.
از اوست:
ساقی بریز باده که با او وضو کنم
جامی زنم سپس سوی محراب رو کنم
سجاده از شراب بشویم، دل از ریا
بر جای مُهر سجده به پای سبو کنم[١]
بهزاد بیگ دوستاق
بهزاد بیگ متخلّص به «دوستاق» فرزند سهراب بیگ قورچی باشی شاعر ادیب خطاط، در اصفهان ساکن بوده و خط نستعلیق را خوش می نوشته و از راه کتابت امرار معاش می کرده، این بیت از اوست:
بی جمالت گر برافروزم چراغ زندگی
هر سر مویم شود روشن ز داغ زندگی[٢]
بهزاد نقاش اصفهانی
بهزاد نقاش زبردست و معروف اصفهانی، مدّتی در دربار پادشاهان هند می زیسته، از آثارش مجلّدی است که در کتابخانه سلطنتی که آن را مرقع گلشن گویند شامل
[١] تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش ٢)، ص٣٢١.
[٢] تذکره نصرآبادی، ج١، ص٢١١؛ تذکره حسینی، ص١٢٥؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج١، ص١٠٤؛ تذکره شمع انجمن، ص٢٥٨.