اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٤٤٩ - میرزا حسن عراقی
میرزا حسن عراقی
میرزا حسن بن میرزا ابراهیم عراقی سلطان آبادی عالم فاضل و فقیه مجتهد.
[پدرش در مسجد نو بازار به محرّری مشغول بود] خودش در اصفهان نزد جمعی از فضلاء از جمله میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) [میرزا محمّد حسن نجفی ]و دیگران به کسب فیض پرداخته و سپس به نجف اشرف مهاجرت نموده و نزد میرزا حبیب اللَّه رشتی و سایر مجتهدین و علمای اعلام آنجا به تکمیل تحصیلات خود پرداخته [و از میرزا حبیب اللَّه رشتی، سیّد محمّد کاظم طباطبائی یزدی، آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی و آخوند ملّا لطف اللَّه مازندرانی اجازه دریافت نمود.]
وی در مسجد ذوالفقار اقامه جماعت می نموده و در مدرسه صدر بازار به تدریس خارج فقه و اصول می پرداخته و جمعی از فضلاء از محضر او مستفیض می شدند. [پس از آنکه میرزا هاشم امام جمعه مسجدی را در اختیار کسبه قرار داده بود و آنان آنجا را به انبار تبدیل کرده و از مسجد بودن ساقط نموده بودند، وی با همت جمعی از مؤمنین محلّه جماله در حوالی مسجد جامع عتیق اصفهان، به آنجا رفته و مسجد را از غصب خارج ساخته و شروع به تجدید بنای آن نمودند و آن مسجد را مسجد سلام نامیدند.]
آن عالم ربّانی، در نهی از منکر کوشا و غیور و در رفع ظلم و مظلومین همتی والا داشته و در زهد و تقوا و تزکیه نفس در بین اقران ممتاز بوده است.
وی سرانجام در سال ١٣٢٣ق وفات یافته و در تکیه شهشهانی واقع در تخت فولاد مدفون شد.[سیّد احمد صفائی خوانساری از شاگردان اوست.[١]]
سیّد حسن مقدّس
سیّد حسن مقدّس ابن سیّد ابراهیم حسینی عالم فاضل جلیل، از علمای قرن سیزدهم هجری. پدرش از ساوه به اصفهان آمده و به همّت حاج سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی منزلی در محلّه قبله دعا تهیه نموده و سکونت نمود. سیّد حسن نزد سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام و فرزند او سیّد اسداللَّه بیدآبادی و سیّد محمّد شهشهانی به تحصیل پرداخت. تولدّش در حدود ١٢٣٠ق و وفاتش در سال ١٢٥٩ق روی داد و پس از فوت جنب قبر پدرش در قبرستان قبله دعا مدفون شد. گویند زهد او از علمش افزون بوده است.[٢]
شیخ محمّد حسن یزدی
شیخ محمّد حسن بن محمّد ابراهیم یزدی اصفهانی، فاضل جلیل و ادیب خطیب، از فضلاء قرن سیزدهم هجری. وی در حدود سا ١٢٧٥ق تقریظی بر کتاب «دمعه السّاکبه» تألیف: ملّا محمّد باقر دهدشتی نوشته است. همچنین او مؤلف کتابی است در تاریخ غزوات حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام [که «سیف الواعظین و الذّاکرین» نام داشته و در ١٠ جمادی الثّانی سال ١٢٨٨ق کتابت شده و در کتابخانه مدرسه امام بروجردی در نجف اشرف موجود بوده است. این کتاب در سال های اخیر به چاپ رسیده است. همچنین وی کتاب «الأربعین لزاد یوم الدّین» را به فارسی به خواهش آقا محمّد باقر بن محمّد علی هزار جریبی مازندرانی تألیف نموده که به شماره ٢٩٣٨ در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی موجود است.]
صاحب عنوان در ١٧ محرّم الحرام ١٢٨٦ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه حاج محمّد جعفر آباده ای در تخت فولاد مدفون شد.[٣]
میرزا محمّد حسن [تفضّلی] بروجردی
میرزا محمّد حسن [تفضّلی] ابن میرزا ابوتراب بروجردی، عالم فاضل. در اصفهان نزد میرزا ابوالحسن بروجردی و شیخ احمد مجتهد بیدآبادی تحصیل نموده است.[٤] وی امام جماعت مسجد کوچه سرتیپ در اصفهان بوده و سرانجام در سال ١٣٦٨ق وفات یافته و در بقعه تکیه میرزا ابوالحسن بروجردی در تخت فولاد مدفون گردید.
وی مؤلف رساله مختصری در اصول دین به فارسی است.[٥]
سیّد حسن خادمی
سیّد حسن خادمی ابن سیّد ابوجعفر خادم الشریعه از علماء اتقیاء به شمار می رفت. در عصر روز سه شنبه ١٤ محرم سال ١٣٧٩ق به سن متجاوز از ٨٠ سال وفات یافته و جنب مزار پدر در بقعه تکیه حاج آقا مجلس در تخت فولاد مدفون شد.[٦]
حسن باذی
حسن بن ابی سعد بن حسن فقیه باذی، از محدّثین و فقهای قرن ششم هجری و از اهالی روستای «باذ» از توابع جرباذقان (گلپایگان) است. وی پس از سال ٦٠٣ق وفات یافته است.[٧]
حسن بن ابی عدنان
امام الدّین حسن بن عزّالدّین ابی عدنان، معروف به خواجه میر حسن، از عرفای اصفهان در قرن هشتم هجری است.
در شب پنج شنبه ١٠ رمضان ٧٨٨ق وفات یافته و در محلّه طوقچی اصفهان مدفون شد.[٨]
[مقبره اش مقابل مسجد مصری قرار داشته و بقعه ای بر سر قبر او وجود داشت و بر سنگ قبر او از امام الدّین حسن با القاب «سلطان الاولیاء و برهان الاصفیاء امام الحق و الدّنیا و الدّین حسن بن الامام السعید عزّالملّه و الدّین ابی عدنان» یاد شده بود.[٩] که متأسفانه در سال ١٣٧٨ش مقبره را از بین بردند.]
سیّد جلال الدّین حسن صلائی شهرستانی*
سیّد جلال الدّین حسن صلائی بن میر ابوالفتوح حسینی موسوی شهرستانی، از اعیان و اشراف اصفهان در عصر صفویه است. سیدی فاضل و ادیب بوده و شاه عباس در سال ١٠١٥ق صدارات محال عراق عجم (اصفهان، یزد، قم، کاشان، ساوه و نطنز) و مازندران را به او تفویض نموده و مقرّر کرد رسیدگی به موقوفات مناطق فوق به عهده صلائی باشد. در این سال شاه عباس به شیروان و داغستان حمله برد و در هنگام تسخیر قلعه شماخی، صلائی وفات یافت. او طبع شعر نیز داشت. ابتدا «حزینی» و سپس «صلائی» تخلّص می نمود و سرانجام در سال ١٠١٨ق وفات یافت.
این بیت از اوست:
گمگشته عشقیم که در روز جزا هم
در دفتر اعمال ز ما نام نجویند[١٠]
سیّد حسن کلهرودی*
سیّد حسن کلهرودی بن سیّد ابوالقاسم حسینی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محقّق و خطاط ماهر. در اصفهان متولّد شده و نزد عدّه ای از فضلای این شهر از جمله سیّد ابوالقاسم دهکردی به تحصیل پرداخت. او و برادرش سیّد حسین کلهرودی در اصفهان به تدریس مشغول بودند. سپس به اتّفاق هم به قریه کلهرود (به فتح کاف و لام) از توابع نطنز مهاجرت کرده و به ارشاد مردم مشغول شدند.
سیّد حسن سرانجام در حدود سال ١٣١٨ یا ١٣١٩ش وفات یافته و در قبرستان محلّه قلعه روستای کلهرود مدفون شد. وی خط نسخ را خوش می نوشت و به کتابت ادعیه و کلام اللَّه مجید می پرداخت نگارنده (غلامرضا نصرالهی کلهرودی) سوره حج به خط نسخ خوش، بدون رقم و تاریخ از خطوط ایشان را دیده ام.
از تألیفات ایشان «اکمال السّعادات» است که در سالهای ١٣٢٥ تا ١٣٢٨ق در احکام عبادات تألیف شده و در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.[١١]
ملّا محمّد حسن اردستانی*
ملّا محمّد حسن بن ملّا احمد شریف اردستانی، از فضلای اوایل حکومت قاجاریه است. در مدرسه کاسه گران اصفهان ساکن بوده و به تحصیل علوم دینی می پرداخت.
وی کتاب «حاشیه الفوائد الضیائیه» تألیف سیّد نعمت اللَّه جزایری را در سال ١٢١٥ق کتابت نموده و نسخه آن در کتابخانه مدرسه آیت اللَّه خوئی در مشهد موجود است.[١٢]
حسن اصفهانی
حسن بن احمد اصفهانی معروف به «جمال نقّاش» مؤلف کتاب «حیاض الواردین و ریاض الرّائدین».[١٣]
حسن بغدادی
حسن بن احمد بغدادی اصفهانی [از محدّثین عامّه است و ظاهراً در اصفهان سکونت داشته است.[١٤]]
میرزا محمّد حسن روضاتی
میرزا محمّد حسن روضاتی بن سیّد احمد بن سیّد محمّد باقر موسوی چهارسوقی صاحب روضات، از علماء و ائمه جماعت در اصفهان.
در ١٣ صفر ١٢٩٨ق متولّد شد [و در اصفهان نزد میرزا یحیی مدرس بیدآبادی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، آخوند کاشی و جهانگیرخان قشقائی به تحصیل پرداخت.]
وی سالها در مساجد محلّه های غرب اصفهان همچون جوزدان [ولدان و کارلادان ]اقامه جماعت می نمود.
او عالمی وارسته، خلیق و خوش برخورد بود و علاوه بر اقامه جماعت به حل مشکلات مردم و وعظ و خطابه می پرداخت.
سرانجام در ١٧ رمضان ١٣٨٠ق وفات یافته در قبرستان مجاور تکیه کازرونی مدفون گردید.
صغیر اصفهانی مادّه تاریخ او را چنین سروده است:
سالکی سر کرد در جمع و پی تاریخ گفت:
«در جزا سیّد حسن محشور گردد با حسین»[١٥]
حسن مدینی
ابو محمّد حسن بن احمد بن علی بن زهرویه نجّار مؤذّن مدینی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. از اهالی مدینه جی بوده و آن شارستان (شهرستان) اصفهان است. او مردی عابد و صالح و پرهیزکار بوده و از خشیت پروردگار گریه بسیار می کرده و عبادات فراوان داشته است.
از ابن رسته احمد استماع حدیث کرده و ابوسعد سمعانی در رجب سال ٥٣١ق از وی حدیث شنیده است.[١٦]
حسن اَرزُنانی اصفهانی
ابوالقاسم حسن بن احمد بن محمّد اَرزُنانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری و از اهالی قریه اَرزُنان اصفهان است. [امروزه آن روستا به شهر پیوسته و به محلّه زینبیّه معروف است.] [ابوسعد سمعانی او را به عنوان «معلم الاعمی» یاد کرده که نشان می دهد کار او تعلیم دانش بوده و نابینا بوده است.[١٧]]
حسن مانکدیم
حسن مانکدیم بن ابی جعفر احمد امیرک بن ابی الحسن محمّد (که از شیراز به اصفهان منتقل شد) بن احمد بن ابراهیم الوردی بن ابی عبداللَّه الامیر بن ابوالحسن علی باغر، از اعلام شیعه در اصفهان بوده و در فتنه مسعود بن محمود بن [سبتکتگین ]غزنوی در اصفهان شهید شد.[١٨]
حسن اصفهانی
حسن بن احمد بن محمّد بن حبش اصفهانی، از محدّثین اصفهان است.[١٩] وی از حسین بن احمد دیارکی روایت کرده است و ابوبکر احمد بن ابراهیم بن احمد بن محمود اصفهانی از او نقل حدیث می نماید.[٢٠]
حسن باطرقانی
ابوعلی حسن بن احمد بن محمّد بن داود تاجر باطرقانی، از محدّثان اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است. او از ابوعبداللَّه محمّد بن احمد بن ابی یحیی زهری روایت می کند و احمد بن فضل باطرقانی از وی حدیث شنیده است.[٢١]
حسن بُرجی اصفهانی
ابوالفتح حسن بن اسحاق بن ابراهیم برجی مستملی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.
وی بر طبرانی و ابن جعابی املاء حدیث می کرده و از محدّثین عراق و حجاز و اصفهان از ابی عبداللَّه بن متویه و دیگران حدیث شنیده است. صاحب عنوان پس از سال ٣٧٠ق وفات نمود.[٢٢]
میرزا حسن رأفت اصفهانی
میرزا حسن فرمان آرا، متخلّص به «رأفت» [فرزند میرزا اسداللَّه خان، از شعراء و خوشنویسان اصفهان در قرن چهاردهم هجری که یکی از اجدادش ابراهیم خان بلوچ از سرداران قشون نادرشاه افشار و مأمور تعقیب اشرف افغان هنگام فرار به طرف زرقان فارس بوده است. او با کشتن اشرف و فرستادن سر او به درگاه نادر مورد ملاطفت او قرار گرفت و به سرداری بلوچستان منصوب شد.]
میرزا حسن در اصفهان علم و ادب آموخت و به خاطر مهارت در انشاء و ادب در سمت منشی گری کنسولگری انگلیس به کار پرداخت. [در زمان احمدشاه قاجار او به لقب «رأفت الملک» ملقّب شد. امّا در زمان رضاشاه و پس از تصویب قانون لغو القاب دولتی، شهرت خود را به «فرمان آرا» تغییر داد.]
او مردی فاضل و خوش مشرب بود و علماء و ادباء به گرد او جمع می شدند و محفل علم و ادب تشکیل می دادند. خود او طبع روانی در شعر داشت و عضو انجمن ادبی شیدا بود و اشعارش در دوره اول مجله دانشکده به چاپ می رسید. [همچنین او انجمن ادبی محبّت را تأسیس کرد. وی خطوط مختلف خصوصاً خط نسخ را خوش می نوشت. نمونه ای از خط او (آیهالکرسی) با رقم «کتبه العبد الاقل حسن بن میرزا اسداللَّه خان اصفهانی ١٣٢١» همچنین نسخه ای از قرآن کریم نزد فرزندش ابراهیم فرمان آرا موجود است.
رأفت اصفهانی در ٢ ذیقعده الحرام ١٣٥٨ق وفات نمود و در یکی از اطاق های شمالی تکیه مادر شاهزاده دفن شد. مادّه تاریخ فوتش این بیت است:
کرد بیرون سر از جنت و گفت
پی تاریخ وفات «الغفران»
از اوست:
گر سوخت به دور رخ معشوق عجب نیست
از دوری او عادت پروانه گرفتم[٢٣]]
شیخ محمّد حسن نجفی
شیخ محمّد حسن (ابوعبداللَّه عزالدّین) بن حاج شیخ اسماعیل بن حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی، فاضل جلیل. در پنج شنبه ٢٤ صفر المظفر سال ١٣٢٤ق در نجف اشرف متولّد گردیده و در خدمت جمعی از افاضل تلمّذ نموده و در سالهایی که مرحوم حاج میر سیّد علی بهبهانی به اصفهان تشریف می آوردند، به حوزه درس ایشان حاضر می گردید و از خواص اصحاب آن مرحوم شمرده می شد. وی در شب سوم ذیقعده الحرام سال ١٣٩٩ق در اصفهان وفات یافته، در قم مدفون گردید.[٢٤]
میر سیّد حسن مدرّس اِسْفه ای
میر سیّد حسن مدرّس اسفه ای شهرضایی بن سیّد اسماعیل بن میر عبدالباقی بن میر عابدین طباطبائی زوّاره ای اردستانی، [عالم ربانی و فقیه مجاهد، از چهره های درخشان علم و سیاست در قرن چهاردهم هجری] اصلاً از سادات طباطبایی زوّاره اردستان بود و اجدادش از زوّاره به روستای «سرابه کچو» اردستان مهاجرت کرده بودند. او در سال ١٢٨٧ق در روستای «سرابه کچو» متولّد شد. در کودکی به همراه خانواده به روستای «اسفه» در نزدیکی شهرضا رفت و آنجا ساکن شد. در سال ١٢٩٨ه.ق به اصفهان آمده و تحصیلات خود را نزد علمای اصفهان از جمله سیّد محمود مغنی، میرزا عبدالعلی هرندی، آخوند کاشی، میر محمّد صادق مدرس خاتون آبادی، جهانگیرخان قشقائی، شیخ مرتضی ریزی و آقا سیّد محمّدباقر درچه ای انجام داد و به مقام شامخ اجتهاد نائل شد. سپس به نجف اشرف عزیمت نموده و هفت سال به قصد تیمّن و تبرّک از درس آیات عظام آخوند خراسانی و سیّد محمّد کاظم طباطبائی یزدی و ملّا علی نهاوندی حاضر شد آنگاه به اصفهان مراجعت نموده و در مدرسه جدّه ساکن شده و به تدریس فقه و اصول پرداخت و بدین مناسبت به «مدرّس» معروف شد.
[در هنگام تشکیل انجمن ولایتی اصفهان و مبارزات مردم و علماء علیه محمّدعلی شاه مستبد و حاکم منصوب شده او اقبال الدّوله کاشی فعالیّت بسیاری نمود. پس از پیروزی مشروطه خواهان، صمصام السلطنّه بختیاری با مدرّس اختلافاتی پیدا کرد و پس از آنکه به علّت اعتراض مردم نتوانست او را از اصفهان تبعید کند، نقشه ترور او را کشید. امّا عوامل ترور نتوانستند در مدرسه جده نقشه او را عملی کنند.
در دوره دوم مجلس شورای ملّی و براساس یکی از اصول متمم قانون اساسی مشروطه مبنی بر نظارت ٥تن از مجتهدین بر مصوّبات مجلس، از سوی آخوند خراسانی و ملّا عبداللَّه مازندرانی او و چند نفر دیگر به منظور نظارت بر مصوبات مجلس انتخاب شدند. لذا مدرس از اصفهان به تهران مهاجرت کرده و آنجا ساکن شد. پس از شروع جنگ جهانی اوّل و تشکیل دولّت موقت به منظور مقابله با تجاوز متفقین به ایران، به آنان پیوست. او پس از پایان جنگ جهانی اوّل به تهران بازگشته و در مدرسه سپهسالار به تدریس مشغول شد. پس از آنکه وثوق الدّوله نخست وزیر شد و قرارداد ١٩١٩م را با انگلستان منعقد ساخت، مدرس سرسختانه با آن مخالفت کرد. مدرس در دوره های پنجم و ششم مجلس که مقارن با نخست وزیری و به سلطنت رسیدن رضاخان بود با شجاعت به مخالفت با او پرداخت و از قانون شکنی ها و استبداد رأی او به شدت انتقاد کرد. لذا به دستور رضاخان او را نزدیک مدرسه سپهسالار هدف گلوله قرار داده و او را زخمی کردند، امّا موفق به کشتن او نشدند.
در سال ١٣٠٧ش انتخابات دوره هفتم مجلس شورای ملّی برگزار شد ولی کلیه آراء مدرس باطل شد و از ورود او به مجلس جلوگیری شد. و در همان سال او را به شهر دور افتاده خواف در خراسان تبعید کردند.]
در سال ١٣١٦ه.ش به دستور رضاشاه، مأموران او مدرس را از خواف به کاشمر برده و درشب ٢٨ رمضان المبارک ١٣٥٧ق (مطابق ١٠ آذرماه سال ١٣١٦ه.ش) او را به شهادت رسانده و شبانه دفن کردند. پس از پیروزی انقلاب آرامگاهی باشکوه بر مزار او بنا شد.
[این کتابها از تألیفات اوست:
١. «کتاب زرد» ٢. «حاشیه بر کتاب النکاح» تألیف شیخ محمّدرضا نجفی اصفهانی ٣. «تعلیقه بر کفایهالاصول» ٤. «رساله ای در ترتّب» در علم اصول فقه ٥. «رساله ای در شرط متأخّر» در علم اصول فقه ٦. «رساله ای در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه و غیر آن» ٧. «حاشیه فرائد الاصولِ» شیخ انصاری ٨. «تقریرات میرزا حسین خلیلی رازی»[٢٥]]
شیخ حسن شاکری درگَزینی
شیخ حسن شاکری درگزینی همدانی بن اللَّه وردی، از فضلاء قرن چهاردهم هجری. وی در مدرسه جدّه و مسجد سیّد نزد علمای اصفهان تحصیل کرد. سپس در زفره ساکن شد و در حدود سال ١٣٧٠ق در آن روستا وفات یافته و مدفون شد.[٢٦]
حسن بن ایوب
حسن بن ایوب بن هارون، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از روح بن عصام جَبَّر و سلمه روایت می کند و محمّد بن احمد بن یعقوب از او نقل حدیث می نماید.[٢٧]
حسن اصفهانی
حسن بن محمّد باقر اصفهانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. وی «غریب القرآن» سجستانی را کتابت نموده است.[٢٨]
محمّد حسن اصفهانی خراسانی
محمّد حسن بن محمّد باقر بن محمّد رضا اصفهانی خراسانی نجفی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری است. وی نسخه ای از «مسائل ایادی سبا» را در جمادی الثّانیه ١١٢٧ق کتابت نموده است. این نسخه در کتابخانه حاج سیّد محمّد جزائری در اهواز وجود داشته است.[٢٩]
حسن حَکَمی
حسن حکمی ابن حاج میرزا محمّد باقر حکیم باشی بن میرزا عبدالجواد حکیم، از اطباء معروف اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. وی در سال ١٣٨٩ق در سن متجاوز از ٨٠ سالگی وفات یافته و در تکیه سیّد ابوجعفر خادم الشّریعه در تخت فولاد مدفون گردید.[٣٠]
میر سیّد حسن خلیفه سلطانی
نواب میر سیّد حسن بن میرزا محمّد باقر حسنی خلیفه سلطانی، از اجّله علماء و فقهاء و محدّثین [در قرن دوازدهم هجری] و نزد شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی مورد احترام بوده و در بسیاری از امور با ایشان مشورت می کرده اند. وی از عدّه ای از فقهاء و مجتهدین روایت می کند که از آن جمله است علّامه مجلسی و شیخ حرّ عاملی علیهما الرحمه.
مرحوم آیت اللَّه نجفی مرعشی از شجره نامه قدیمه سادات خلیفه سلطانی نقل می کنند که اعقاب میرزا محمّد باقر به سادات سیّانی (منسوب به «سیّان» از دهات جرقویه اصفهان) معروفند و املاک آنجا از موقوفات زبیده بیگم (دختر شاه سلیمان صفوی) همسر میرزا حسن نواب بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان بوده است.
صاحب عنوان پس از وفات در قبرستان ستی فاطمه اصفهان مدفون شد.[٣١]
سیّد حسن اسماعیلیان نجف آبادی*
سیّد حسن اسماعیلیان بن سیّد باقر نجف آبادی، عالم فاضل خوشنویس، در سال ١٣١٦ه.ش در نجف آباد متولّد شد و در زادگاه خود و قم به تحصیل پرداخت و از جمله در درس آیت اللَّه بروجردی حاضر شد. پس از پیروزی انقلاب مدّتی به امامت جمعه ماهشهر منصوب شد. وی سرانجام در سال ١٣٦٨ه.ش وفات یافته و در گورستان جنّت الشهدای نجف آباد مدفون گردید.
صاحب عنوان النواع خطوط خصوصاً ثلث و نسخ را خوش می نوشته و کتیبه های مسجد الرسول نجف آباد، مسجد اعظم و مسجد امام حسن عسکری علیه السلام در قم به خط زیبای اوست. همچنین کتابی به نام «فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام» را تألیف نموده و به خط خوش خود تحریر نموده است.[٣٢]
میرزا حسن طبیب دهاقانی*
میرزا حسن طبیب بن میرزا باقر حکیم دهاقانی، از اطبّاء حاذق دوره قاجاریه است. در دهاقان متولّد شده و نزد شیخ ابوالقاسم صدرالعلماء دهاقانی به تحصیل پرداخت. سپس به اصفهان آمده و نزد حاج میرزا محمّد باقر حکیم باشی طب را آموخت. مدّتی در بیمارستان انگلیسی ها در اصفهان به فعالیت پرداخت و در آنجا از تجارب پزشکان انگلیسی بهره گرفت. سپس به دهاقان بازگشته و به معالجه بیماران آنجا پرداخت، تا اینکه در حدود سال ١٣٦٠ق در دهاقان وفات یافت.[٣٣]
میرزا حسن صفی علی شاه
حاج میرزا حسن اصفهانی ملقّب به «صفی علیشاه» و متخلّص به «صفی» فرزند محمّد باقر، عارف سالک و شاعر ادیب.
در سوم شعبان ١٢٥١ق در اصفهان متولّد شد. در این شهر به تحصیل پرداخته و در جوانی شیفته دراویش و عرفاء شده به شیراز سفر کرده و دست ارادت به میرزا کوچک رحمت علی شاه شیرازی داد و پس از وفات مراد خود به هندوستان رفته و از آن جا به سفر حج رفت. [پس از آن به هندوستان رفته و در محضر مرتاضان و اهل سلوک حاضر شد. عاقبت در سال ١٢٨٨ق از طرف حاج محمّد منوّر علی شاه مجاز به دستگیری و ارشاد دراویش گردیده، رحل اقامت در طهران انداخته و به همّت مریدان خانقاهی بنا کرده، دستگاه ارشاد گسترد. بعد از آن در سال ١٢٩٤ق منورعلی شاه به طهران آمد و بین او و صفی علی شاه اختلاف و نزاع لفظی واقع شد. منورعلی شاه به شیراز برگشته و صفی علی شاه ادعای قطبیّت نمود و فرقه صفی علی شاهی نعمت الهی را تأسیس نموده، بسیاری از بزرگان و شاهزادگان مرید او شدند.]
صفی علی شاه در طهران وفات یافته و در خانقاه خود واقع در خیابان صفی علی شاه مدفون گردید.
او کتب چندی در ادب و عرفان و تفسیر به نظم و نثر نوشته که از آن جمله است:
١. «آیه العشاق» ٢. «اثبات نبوت خاصّه» ٣. «اسرار المعارف» ٤. «اطوار سبعه» یا «هفت منزلی که سالک راه حق باید آن را طی کند» نسخه خطّی آن ضمن مجموعه ٢٢٩١ در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است. ٥. «بحرالجواهر» ٦. «بحرالحقایق» ٧. تفسیر «قرآن مجید» معروف به «تفسیر صفی»، منظوم بر وزن مثنوی معنوی [که در تهران چاپ سنگی شده است و در سالهای اخیر محقّق دانشمند آقای حامد ناجی اصفهانی آن را تصحیح نموده و به چاپ رسانده اند.] ٨. «دیوان اشعار» ٩. «زبده الأسرار»، در اخلاق و مراثی [در سال ١٢٨٩ق در تهران چاپ سنگی شده است و بار دیگر در سالهای اخیر به تصحیح دکتر خلیل خطیب رهبر به چاپ رسیده است. ١٠. «شرح حدیث الشریعه»، موجود در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم ١١. «رساله در تصوّف» موجود در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم [١٢. «عرفان الحق» که آن را «دیوان الحقایق» و «بحر الحقایق» نیز گویند. [نسخه ای از آن در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی موجود است.[١٣. «میزان المعرفه» [نسخه ای از آن در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی موجود است.[٣٤]]
ملّا محمّد حسن مازندرانی
ملّا محمّد حسن مازندرانی بن ملّا محمّد باقر. عالم فاضل، واعظ کامل [از علمای اواخر دوره قاجاریه] در اصفهان ساکن بوده و در پنج شنبه ٦ محرّم الحرام سال ١٣٢٢
[١] رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص ١٦٧ و ١٦٨؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، صص ٤٨١ و ٤٨٢؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص١٥٥؛ نقباءالبشر، ج١، ص٣٧٨؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص٣٢٨؛ الإصفهان: رجال و مشاهیر، ص٧٠؛ تراجم الرجال، ج١، صص ١٤٣ و ١٤٤.
[٢] مزارات اصفهان، ص٣٢٧.
[٣] رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص٣٣؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص٤٨٠؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص ٢٧٩ و ٢٨٠؛ مکارم الآثار، ج٨، ص٢٧٥٠؛ فهرست مرعشی، ج٨، ص١٣٤؛ الکرام البرره، ج١، ص٣٠٣؛ دلیل المخطوطات، ج١، ص٢٠؛ تراجم الرّجال، ج٢، ص٦٥١؛ الذریعه، ج١٢، ص٢٩٠.
[٤] بوستان فضیلت، ص٢١٠.
[٥] سیری در تاریخ تخت فولاد، ص٨٦؛ تخفه الأبرار، ص٥٢٧.
[٦] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص١٤٣؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص٥٦.
[٧] معجم البلدان، ج١، ص٣١٨.
[٨] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج٢، ص٥٨٩.
[٩] گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص ٥٨٨ و ٥٨٩.
[١٠] تاریخ پانصد ساله خاندان شهرستانی، صص ١١٥-١١٢؛ تاریخ عباسی یا روزنامه ملّا جلال، ص٣٠٤؛ تذکره شمع انجمن، ص٤١١؛ تذکره خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، صص ٢٣١-٢٢٩.
[١١] فهرست کتابخانه مرکز احیاء، ج٥، ص٨٦.
[١٢] فهرست کتابخانه مدرسه خوئی مشهد، ص٩٢.
[١٣] الذرّیعه، ج٧، ص١٢٤.
[١٤] التّحبیر، ج١، ص٣١ پاورقی.
[١٥] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص٢٣٥؛ ضیاء الأبصار، ج١، ص٦٢٥؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص١٧٥؛ روضه رضوان، صص ٣٢٣-٣١٩.
[١٦] التّحبیر، ج١، ص١٧٦.
[١٧] معجم البلدان، ج١، ص١٥٠؛ اللّباب، ج١، ص٤٢.
[١٨] الفخری، ص١٢٠.
[١٩] مناقب خوارزمی، ص٦٨.
[٢٠] احقاق الحق، ج٨، ص٢٨٧.
[٢١] التّحبیر، ج٢، ص٧٢.
[٢٢] ذکر اخبار اصفهان، ج١، ص٢٧٤.
[٢٣] تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص٢٠٤؛ کارنامه خاندان بشارت، صص ٢٢٨-٢٢٦؛ گلشن اهل سلوک، صص٢٣٩-٢٣٦.
[٢٤] تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج٣، ص٣٥؛ ارمغان اصفهان؛ تربت پاکان قم، ج٣، ص١٥٥١.
[٢٥] مدرس (٢جلد)؛ مدرس نابغه ملی ایران؛ مدرس مجاهدی شکست ناپذیر؛ مدرس قهرمان آزادی (٢جلد)؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، صص ٤٨٣ و ٤٨٤؛ آتشکده اردستان، ج٢، صص ٣٠٣-٣٠٠؛ جغرافیای تاریخی شهرستان شهرضا، صص ١٠٢-٩٢؛ تاریخ شهرضا، صص ٧٨-٧٦؛ لغت نامه دهخدا ذیل «مدرس» ٣٠٣-٣٠٠؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج١، صص ٢٠٧-٢٠٣؛ رجال عصر مشروطیت، صص ٩٤ و ٩٥؛ نقباء البشر، ج١، صص٣٨٣-٣٨١.
[٢٦] مزارات اصفهان، ص٢٢٤.
[٢٧] ذکر اخبار اصفهان، ج١، ص٢٦٩.
[٢٨] الکرام البرره، ص٣٠٩؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص٤٨٦.
[٢٩] زندگینامه علّامه مجلسی، ٢، ص٤١٣.
[٣٠] سیری در تاریخ تخت فولاد، ص٥٦.
[٣١] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص٣٢٥؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص١٨٥؛ مزارات اصفهان، ص٢٤٨.
[٣٢] سیمای دانشوران، صص ٥٣ و ٥٤؛ آئینه اهل قلم، صص ٢٥ و ٢٦.
[٣٣] سیمای دهاقان، ص٣٠١.
[٣٤] المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران)، ج١، ص٢٩٣؛ طرائق الحقائق، ج٣، صص ٤٤٦-٤٤١؛ مجله یادگار، سال پنجم، شماره ٤، آذر و دی ١٣٢٧، ص٨٣؛ مکارم الآثار، ج٤، صص ١٣٨٩-١٣٨٧؛ الذریعه، ج١، ص١٠١و ج٤، ص٢٧٩ و ج١٥، ص٢٤٦؛ ادبیات معاصر، صص ٦٦ و ٦٧؛ شرح حال رجال ایران، ج١، صص ٣٤١-٣٣؛ ریحانه الأدب، ج٤، صص ٤٦٧-٤٦٥؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، صص ٤٨٤ و ٤٨٥؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج١، صص ٣٨٦-٣٨٠.