اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٦٦ - میرزا بدیع درب امامی
محمّد شهشهانی در تخت فولاد مدفون شد. عبدالوهاب مستشار این مصرع را مادّه تاریخ او یافته است:
«بدیع هم بمکان رفیع جای گرفت»
و میرزا حبیب اللَّه نیر نیز طی مرثیه ای گوید:
فَیا نَیِّرٌ أکتب بتاریخ فوته:
«بفردوس خلد رواح البدیع»
کتب زیر از تألیفات اوست:
١. «حاشیه بر ریاض المسائل» که ناتمام مانده ٢. «حاشیه بر قوانین المحکمه» ٣. «دیوان اشعار » ٤. «رساله در حجیّت استصحاب به اخبار» ٥. «رساله در خراج و مقاسمه»
طبع شعر نیز داشته و «احمد دیوان بیگی» مؤلف «حدیقه الشعراء» که معاصر اوست، او را به نیکی ستوده و اشعاری از او نقل کرده است.
این شعر از اوست:
مار را بر دوش افکندن ز ضحّاک است و تو
دست بردن سوی مار از پور عمران است و من
هرکس از زلف پریشان به سامانی رسد
در پریشانی همان زلف پریشان است و من
جام و جانان، شمع و من جمعیم در یک انجمن
جام خندان است و جانان، شمع گریان است و من[١]
[١] فهرست تربیت، ص١٩٥؛ فهرست ملّی، ج٥، ص٤٧٧؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج١٦، ص١٠ و ج٨، ص٧٠٢؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص٣٠؛ زندگانی آیت اللَّه چهارسوقی، صص ١٧٥-١٧١؛ حدیقه الشعراء، ج١، صص ٢٢٥ و ٢٢٦؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، صص ٣٨٥ و ٣٨٦؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص١٥٥؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص ٣١٧ و ٣١٨؛ الإصفهان: رجال و مشاهیر، صص ٢٤٢ و ٢٤٣؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، صص ٢٤٩-٢٤٣؛ تهذیب الأخلاق یا نوشدارو، ص١٠٠؛ نقباء البشر، ج١، ص٢٣١؛ تاریخ اصفهان و ری، ص٣١٤؛ دایرهالمعارف تشیع، ج٣، ص١٥٠.