اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٨١ - شیخ بهاءالدّین برهانی
این رباعی از اوست:
آنان که از این شراب مست افتادند
دادند دل و ز پا و دست افتادند
این باده چه باده است یاران، که از او
این قوم چو ماهیان به شست افتادند[١]
شیخ بهاءالدّین برهانی
شیخ بهاءالدّین برهانی ابن ملّا علی معلّم، عالم فاضل، ادیب شاعر، واعظ کامل، از فضلاء و وعّاظ اصفهان.
سال ها به تحصیل علوم پرداخته و سپس به وعظ و خطابه مشغول شد. پس از مدّتی به بیماری مبتلا شده و سالها بیمار و خانه نشین بود. امّا از جادّه صبر و شکیبائی خارج نشده و با وجود همه مصائب و سختی ها صابر و شاکر بود. وی در ٤ صفر ١٣٩٣ق وفات یافته در تکیه آقا سیّد محمّد لطیف خواجوئی در تخت فولاد مدفون شد. طبع شعر نیز داشت و گاه اشعاری می سرود.
[وی از آیات عظام میرزا محمّد حسین غروی نائینی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی اجازه رویت داشت.]
از اوست:
ضریح پاک رضا را ببوس و شیرین کن
لب از حلاوت خلاق آب حیوانش
ببین به چشم حقیقت که هست در باطن
تمام عالم هستی به زیر فرمانش
مقیم بارگهش همچو حلقه بر در باش
که بهره یاب شوی از عمیم احسانش[٢]
[١] تذکره شعرای خوانسار، ص٤٢؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص١٥١؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج٢، ص٦٦٢؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص١٣٨؛ فرزانگان خوانسار، صص ٤٢ و ٤٣.
[٢] تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص٩٤؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص١٩١.