اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٣٧٧ - ملّا جمشید کسکری گیلانی
گردیده است.[١]
خواجه جمال الدّین منشی
خواجه جمال الدّین منشی، شاعر و ادیب قرن هفتم هجری. از منشیان خواجه شمس الدّین محمّد جوینی صاحب دیوان بوده و اصلاً از اهالی اصفهان است.
این شعر از اوست:
نهیب غمزه جادو فریبِ تو گه سحر
هزار شعبده دارد به زیر هر ناخن
دراز کرده به آهنگ جان ببین انگشت
خضاب کرده به خون جگر نگر ناخن[٢]
ملّا جمشید کسکری گیلانی
ملّا جمشید بن محمّد زمان کسکری جیلی [گیلانی] عالم فاضل، از زادگاه خود «کسکر» گیلان به اصفهان آمده و چندی در مدرسه سلیمانیه جنب مسجد جامعه جدید سلطانی ساکن شد و نزد علمای این شهر به تلمّذ پرداخت.
وی چندین کتاب حدیث را بر علّامه مجلسی خوانده است از جمله «تهذیب الاحکام» است که علّامه مجلسی در آخر کتاب مزار آن در ١٤ جمادی الاولی سال ١٠٩٦ق و ١٠٩٧ق و در آخر کتاب «الاطعمه» در محرم ١٠٩٨ق به وی اجازه داده است. نیز کتاب «من لایحضره الفقیه» را نزد وی خوانده و در سال ١٠٩٩ق از علّامه مجلسی اجازه دریافت نموده است.[٣]
[١] تاریخچه اوقاف اصفهان، ص٦٠؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج٢، ص٣٤٦.
[٢] تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، ص٩٢٩؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص٢٩١؛ الذریعه، ج٩، ص٢٠٤.
[٣] زندگینامه علّامه مجلسی، ج٢، ص٢٤؛ الذریعه، ج١، ص١٥٠؛ تلامذه العلّامه المجلسی، صص ٢٠ و ٢١؛ اجازات الحدیث، ص٢٧؛ فیض قدسی، ص١٦٨؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص٣٣٨.