اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٢٨٤ - سیّد جعفر خلیفه سلطانی
اواخر عمر به بافندگی پرداخت اگر چه اغلب اشعارش هزل و مشتمل بر الفاظ رکیک بود، امّا او مردی خجول و محجوب و معتقد به آداب شریعت بوده و در عین حال محبوب خواص و عوام و مورد قبول اهل شعر و ادب بوده است. در اوایل شاعری «صراحی» تخلّص می نمود و سپس آن را به «خاکشیر» تغییر داد. دیوان اشعار او بارها به چاپ رسیده است.
او تا آخر عمر بدون همسر و فرزند زیست و ازدواج نکرد تا اینکه در ٢٦ ذیقعده ١٣٧٥ق وفات یافته و در تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون شد.
جعفر نوای اصفهانی ماده تاریخ فوت او را به سال شمسی چنین سروده است:
به نظم آمد این مصرع دلپذیر
«بسازد به طبع همه خاکشیر»[١]
این بیت از اوست:
سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی
«اَرِنی» نگفته گفتی دو هزار «لَن تَرانی»[٢]
سیّد جعفر خلیفه سلطانی
سیّد جعفر بن سیّد اسماعیل خلیفه سلطانی، از علماء اخیار، فاضل متقی در اصفهان متولّد شده و نزد مرحوم سیّد حجّهالاسلام شفتی و حاج محمّدابراهیم کلباسی، حاج ملّا حسینعلی تویسرکانی و آقا میرسیّد محمّدشهشهانی به تلمّذ پرداخت. امّا عمده تحصیلات او نزد آقا میرسیّد حسن مدرّس میر محمّدصادقی بوده است.
وی قبل از سال ١٢٩٠ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان ستی فاطمه مقابر خانوادگی خود مدفون گردید. او پدر زن فقیه ادیب حاج سید مهدی نحوی بوده است.[٣]
[١] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص٥٣٨ و ج٢، ص٧٣٤؛ لطائف غیبیّه: ص سی و دو؛ خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص ٢٧٠-٢٦١.
[٢] نامه سخنوران سپاهان، صص٩٦ و ٩٧؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص ١٦٩ و ١٧٠؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج٢، ص٨٧٥؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص١٨٠؛ دولت دیدار، صص ١٩١-١٨٥.
[٣] بیان المفاخر، ج١، ص٢٨٤؛ مزارات اصفهان، ص٢٤٧.