اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٦٧٢ - محمّدحسین غاضری
هرکس به سوی کعبه دل ره نمی برد
آن کس که شد چو زاهد مسجدپرست ما
«قانع» شگفت نیست ز گفتا دلربا
باشد عجب بلندی از این طبع پَست ما[١]]
محمّدحسین غاضری
محمّدحسین غاضری بن حیدرعلی غاضری (محفوظ)، شاعر معاصر، در [اول دی [١٣٠٩ش در اصفهان متولّد شد. [ابتدا در مکتب خانه شیخ حسن جناب تحصیل را آغاز کرد و سپس] در مدرسه قدسیه تا ششم ابتدائی تحصیل کرد. [سپس به طور شبانه دوره متوسطه را در آموزشگاه شمس سپری نمود. وی حدود ٢٥سال در کارخانه آجر مشغول به کار بوده و سپس به آجرفروشی پرداخته است. وی در ١٦سالگی به همراه پدرش که شاعر بود در یکی از انجمن های ادبی اصفهان حضور یافته و با خواندن شعری نزد «صغیر اصفهانی» مورد تشویق قرار گرفته است. ابتدا «زیبا» تخلّص می کرد ولی مدتی بعد آن را ترک کرده و به نام خانوادگی «غاضری» تخلّص نمود. اشعارش اغلب پند و اندرز و حکایات اخلاقی است و گاهی نیز در هزل و مطایبه شعر می سراید. در مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهم السلام نیز اشعاری دارد. اشعارش را درقالب غزل، قصیده، رباعی و مثنوی سروده است. دیوان شعر او هنوز چاپ نشده است.]
از اوست:
زان پیش که در دهر نیابی اثر من
ای دوست نظر کن به من و چشم تر من
دل از غم عشق رُخَت ای دوست ز کف رفت
باز آی که از هجر تو خون شد جگر من[٢]
[١] بهار ادب، ص١٢٣.
[٢] تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص٢٢٨؛ مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای غاضری در مردادماه ١٣٨٦ش.