اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٨١٣ - ملّا محمّد حسین مجذوب اصفهانی
فراوان داشته و آنها را آموخته بود. در فن انشاء نیز مهارت داشت. مدّتی مستوفی کاشان بود ولی آن را به پسر بزرگ خود سپرده و به جای برادرش مستوفی یزد شد. پس از مدتی استیفای یزد را به پسر دیگرش سپرده و وارد اردو شد. در سال ١٠٧٢ق نویسندگی بندرعباس به او تفویض شد. عاقبت پس از بازگشت از بندرعباس در شیراز وفات یافت. گاهی شعر می سرود. از اوست:
نقش پای رفتگان پیوسته دارم در نظر
عینک بینائی از سنگ مزارم داده اند[١]
سیّد حسین مُتَّعِظ برزانی*
سیّد حسین متّعظ برزانی، از فضلاء و وعاظ معاصر اصفهان پس از مدتی تحصیل، به جمع اهل منبر و وعاظ اصفهان پیوسته و حدود ٥٠ سال به وعظ و ارشاد مشغول بود. در زمان حکومت رضاشاه به ناچار مدّتی از لباس روحانیت خارج شده ولی با این حال با پالتو و کلاه بالای منبر می رفت و مردم را موعظه می کرد.
وی سرانجام در خرداد ماه ١٣٥٨ش وفات یافته و در تکیه تویسرکانی، واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[٢]
ملّا محمّد حسین مجذوب اصفهانی*
ملّا محمّد حسین متخلّص به «مجذوب» شاعر ادیب از اهالی قریه «جوزدان» ماربین اصفهان، درنهایت فقر و در کمال قناعت زندگی می کرده و به عربی و فارسی شعر می سروده است.
در مدح حاج سیّد محمّد باقر شفتی معروف به «حجّهالاسلام» قصیده ای سروده که این دو بیت از آنجاست:
آسمان از مهر و مه، تا زیب و زیور یافته
عالمی بعد از پیمبر، چون تو کمتر یافته
[١] تذکره نصرآبادی، ج١، ص١٥٥.
[٢] یادداشت های استاد ابراهیم جواهری.