اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٣٦٤ - جمال ساعد نقنه ای
جمال خادم
جمال خادم، وی در قرن نهم هجری می زیسته و خادم مقبره شیخ محمّد بن یوسف بوده و در سال ٨٨٠ ه.ق به امر اوزون حسن آق قویونلو متصدی تجدید و تعمیر صفّه صاحب در مسجد جامع اصفهان شده است.[١]
جمال ساعد نقنه ای
جمال خلیل زاده نقنه ای متخلّص به «ساعد» شاعر ادیب معاصر، از اهالی قریه «نقنه» در حوالی بروجن است، دارای طبعی متوسّط می باشد. گاهی شعر می گوید.
از اوست:
مران اسب ای برادر گر به دست آری تو میدانی
مشو غَرّه اگر گوئی خورد ناگه به چوگانی
چو اسکندر شود گر عالمی در زیر فرمانت
بجو آب حیات از قوّت بازو به آسانی
بشر را دانش و فکر پاک و عقل دوراندیش
به جاها می رساند رو برون از فکر انسانی
قناعت شرط انسان است زیرا گر طمع افتاد
بسی تیغ از کف سردار و افسرهای سلطانی
گرت رای نکوئی ست رو اندر پی نیکان
بنه دائم بدی را بر بدان باشد به ارزانی
دلا دائم چو دُرّ در گوش خود کن پند ساعد را
که هر کس رفت از این ره نیست در کارش پشیمانی
[١] گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص٩٥؛ مزارات اصفهان، ص٣٤٩.