فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤١٥ - تنزيه از كهانت
١٠. توبيخ مشركان از سوى خدا، به سبب اتّهام كهانت به محمّد صلى الله عليه و آله:
وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ [١].
حاقّه (٦٩) ٤٢
١١. دستور خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد صبر نمودن آن حضرت، در برابر اتّهام به كهانت از سوى مشركان:
وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا [٢].
مزمّل (٧٣) ١٠
١٢. اتّهام كهانت به محمّد صلى الله عليه و آله، مورد تهديد خداوند:
... وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ [٣].
شعراء (٢٦) ٢٢٧
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ [٤].
ذاريات (٥١) ٨
ايمان به كهانت
١٣. ايمان و باور داشتن عدّهاى از يهوديان به كهانت:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا [٥] سَبِيلًا.
نساء (٤) ٥١
تنزيه از كهانت
١٤. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مصون و پاك از هرگونه كهانت:
فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ.
طور (٥٢) ٢٩
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ.
حاقّه (٦٩) ٤٠ و ٤٢ و ٤٣
١٥. منزّه بودن قرآن از كهانت:
وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا.
اسراء (١٧) ١٠٦
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. [٦]
حاقّه (٦٩) ٤٠ و ٤٢ و ٤٣
١٦. كاهن نبودن پيامبر صلى الله عليه و آله، نعمتى از جانب خداوند در حق آن حضرت:
فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ. [٧]
طور (٥٢) ٢٩
[١] . جمله «قليلًا ما تذكّرون» درصدد توبيخ مشركان به سبب نسبت كهانت به پيامبر صلى الله عليه و آله است. (الميزان، ج ١٩، ص ٤٠٤)
[٢] . اين آيه و مابعد آن عطف بر مدخول «فاء» در جمله «فاتّخذوه وكيلًا» است، پس معنا چنين مىشود: او را وكيل بگير كه لازمه وكيل گرفتن او اين است كه بر آنچه مىگويند و با آن تو را اذيّت و استهزا مىكنند به امورى از قبيل كهانت و شاعرى و ... صبر كنى. (الميزان، ج ٢٠، ص ٦٦)
[٣] . مراد از ظلم در آيه شريفه، سخنان ركيك مثل شاعرى و كهانت نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله است. (مخزنالعرفان، ج ٩، ص ٢٩٧)
[٤] . مراد از «قول مختلف» سخنان ضدّ و نقيض كافران درباره پيامبر صلى الله عليه و آله كه گاهى او را كاهن، گاهى شاعر، گاهى مجنون و ... مىخواندند. (همان، ج ١٣، ص ٣٠٦)
[٥] . بر اين اساس كه مراد از «الّذين أوتوا نصيباً من الكتب» جماعتى از يهود و مقصود از طاغوت كهانت باشد. (مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٩٣؛ روحالمعانى، ج ٤، جزء ٥، ص ٨٣)
[٦] . آيه شريفه اشاره به اين است كه كفّار مىگويند: اين قرآنسحر و كهانت است لكن خداى علّام، مؤكّداً مىگويد: ما قرآن را بر تو فرستاديم، قرآن نه از قبيل سحر است و نه از قبيل كهانت، بلكه از نزد پروردگار تو فرود آمده است. (مخزنالعرفان، ج ١٤، ص ٢٤٩)
[٧] . اينكه خداوند، كاهن نبودن پيامبر صلى الله عليه و آله را به «بنعمة ربّك» مقيّد كرد، خواست تا بر خصوص آن جناب منّت بگذارد و بگويد كه تو نعمت خاصّى دارى و آن نعمت نمىگذارد در معرض كهانت باشى. (الميزان، ج ١٩، ص ١٨)