فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤١٣ - اتهام كهانت به قرآن
كوه جودى---) جودى/ كوه
كوه صفا---) صفا
كوه طور---) طور سينا
كوه مروه---) مروه
كوير---) بيابان
كهانت
كهانت، پيشه و شغل كاهن است و كاهن كسى است كه از اخبار مخفى گذشته با نوعى ظن و گمان خبر مىدهد. [١] و همچنين خبر از آينده موجودات مىدهد و مدّعى است كه به اسرار آگاهى و در علم غيب مطالعه دارد. [٢] رابط ارواح بشرى با ارواح مجرّد يعنى جن و شياطين است و نتيجه آن كسب خبر از آنها درباره حوادث جزئى مخصوص به زمان آينده در عالم كون و فساد است. [٣] در اين مدخل از واژه «كاهن» و شأن نزول و سياق بعضى آيات استفاده شده است.
اتّهام كهانت به قرآن
١. اتّهام كهانت به قرآن، از سوى مشركان:
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ [٤].
بقره (٢) ١٧٦
كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ [٥].
حجر (١٥) ٩٠
وَ لا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ [٦].
قصص (٢٨) ٨٧
[١] . مفردات، ص ٧٢٨، «كهن».
[٢] . التعريفات، جرجانى، ص ٢٣٥.
[٣] . لغتنامه، ج ١١، ص ١٦٥٦١، «كهانت».
[٤] . مقصود از آيه مزبور اين است كه هر يك از كفّار دربارهقرآن چيزى گويند. برخى گويند: قرآن شعر است و بعضى گويند: سحر است. پارهاى گويند: كهانت است، جماعتى گويند: كلام اعجمى است و .... (مخزنالعرفان، ج ٢، ص ١٨٧)
[٥] . درباره «مقتسمين» گفته مىشود: جمعى از سران مشركان در ايّام حج بر سر جادّهها و كوچههاى مكّه مىايستادند و هر كدام از آنها به واردين سخنى درباره پيامبر صلى الله عليه و آله و قرآن مىگفتند تا آنان را بدبين سازند، لذا بعضى مىگفتند: او مجنون است و آنچه مىگويد ناموزون است. برخى مىگفتند: او ساحر است و قرآنش نيز بخشى از سحر او است. بعضى او را شاعر مىخواندند. بعضى پيامبر صلى الله عليه و آله را كاهن معرّفى مىكردند و اخبار غيبى قرآن را يك نوع كهانت مىدانستند، از اين رو آنان را «مقتسمين» ناميدند، چرا كه جادّهها و گذرگاههاى مكّه را ميان خود [در جهت بدبين ساختن تازه واردها] تقسيم كرده بودند. (دقايقالتأويل، ص ٣٥٥)
[٦] . در آيه، خداوند پيامبر صلى الله عليه و آله را از رويگردانى از قرآن كه براو نازل شده است نهى مىكند و مىفرمايد: نسبت شعر يا كهانت يا اسطوره بودن قرآن از سوى مشركان، تو را از قرآن باز ندارد. (الميزان، ج ١٦، ص ٩٠)