ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - تفسيرى در بارهء دل و ابعاد آن
كنيم مثلا بجاى وجدان بيدار ، خود آگاهى را بكار ببريم ، و بجاى وجدان سرزنش كننده در موقع ارتكاب بديها ، با اصطلاحى مانند صداى سركوفتگى غريزه دلخوش كنيم با همهء اين خود فريبىها و انسان فريبىها نتيجهء كار ما جز اين نخواهد بود كه جان و روان و روح انسانى را از انسان شستشو نموده ، و موجودى را در تاريخ بوجود بياوريم كه مانند يك ابزار ماشين در اختيار خواستههاى سود - جويان و خودمحوران بوده باشد ، حتى از نامگذارى چنين موجود با نام انسان نيز قدرت انسان شناسى و انسان سازى را از رهبران عالى انسانيت سلب نمائيم . البته فراموش نمى كنيم كه قدرت پرستان ماكياولى گاهى براى پيش برد مقاصد خود با كمال مهارت مى توانند از كلماتى مانند دل ، وجدان ، شعور انسانى كه آنها را براى روز مبادا زير نفتالين نگه داشتهاند ، بهره بردارى كنند اكنون براى اثبات اين كه روانشناسى حرفه اى در فضاى ساختگى فرهنگ انسانى ، چه بلائى بر سر انسان آورده است به بيان صدها فعاليت و تأثرات و نمودهاى درونى كه در تركيبات گوناگون دل وجود دارد مى پردازيم . اين مبحث در دوران خشكسالى انسان شناسى واقعى ، از اهميت حياتى برخوردار مى باشد .
لذا از مطالعه كنندگان ارجمند تقاضا مى شود كه از دقت و بررسى كافى دريغ نفرمايند . و به ماشين شدن انسان در اين دوران خيره نشوند و رسالت پايدار نگهداشتن انسان را فراموش نكنند و هويت واقعى انسان را از دريچهء چشم محدود نگران ننگرند . پيش از شمارش تركيبات متنوع دل چند نكته را تذكر مى دهيم كه يكى از علل اساسى محدود ساختن فعاليتهاى مغزى و روانى بشر در كارهاى حسى و انعكاس محض ذهنى و تعقل تنظيم كنندهء واحدها و قضاياى پذيرفته شده ( بدون تحقيق در بارهء آن واحدها و قضايا ) سرخوردگى افراطى بعضى از متفكران مغرب زمين از استعدادها و فعاليتهاى معنوى و ظريف مغز و روان در قرون وسطى بوده است ، نه اين كه اينان توانسته باشند ، براى نفى و انكار استعدادها و فعاليتهاى مزبور دليلى داشته باشند .