ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
خداوندى است ، وجود ندارد . معناى لعنت دور گشتن از رحمت خداونديست كه رسوائى ابدى را بدنبال دارد . هيچ تفاوتى ندارد كه پوشانيدن واقعيات بعلت سود مادى باشد ، يا خودخواهى محض يا انحصار طلبى . . . محروم ساختن خود و ديگران از واقعيتها مبارزه اى است با مشيت خداوندى و ظلمى است بر انسانها نا بخشودنى ، زيرا دور كردن انسانهائى كه براى برقرار ساختن ارتباط با واقعيات و بهره بردارى مثبت از آنها آفريده شدهاند ، در واقع نوعى از اخلال به حيات آنان ميباشد كه مخالف خواستهء خداونديست .
نتيجهء دوم - كفارهء اين گناه نابخشودنى پس از اصلاح درون و بازگشت بسوى خدا بيان آن واقعياتست كه از روى نابخردى مخفى داشته و مردم را از آنها محروم نموده است . محروم ساختن مردم از ضرورتها و مزاياى واقعيات يك گناه شخصى نيست كه فقط ظلم به خويشتن باشد ، اين ظلم بر مردم است كه جبران آن جز مرتفع ساختن و منفى نمودن آن حجابى كه ميان واقعيات و مردم انداخته است ، نمى باشد و باصطلاح فقهى اين حق بطور مستقيم حق الناس است كه هيچ توبه اى جز جبران خود آن حق اثرى ندارد ، اگر چه هر حق الناسى مستلزم حق اللَّه است كه توبهء واقعى مى تواند فقط اين حق را جبران نمايد .
نتيجه سوم - در دنيا هيچ معامله اى پستتر از آن نيست كه حقيقتى در برابر سود پشيز قرار داده شود . اگر عظمت و ارزش حقيقت براى يك انسان خردمند روشن شود ، آن وقت مى فهمد كه هيچ يك از امتيازات زندگى دنيوى نمى تواند بعنوان قيمت در برابر آن قرار بگيرد . اگر در نظر داشته باشيم امير المؤمنين عليه السلام براى اين كه حقيقتى را نپوشاند ، زمامدارى همهء كشورهاى اسلامى را طرد كرد . در داستان شورائى كه عمر براى تعيين خليفه مقرر كرده بود ، در آن شورى عبد الرحمن بن عوف كه در صورت تساوى آراء مى توانست تكليف خلافت را يكسره كند ، خطاب به امير المؤمنين نموده و گفت : « من با تو بيعت ميكنم بشرط اين كه عمل به قرآن و سنت پيامبر اكرم و