ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - ١٧ - شناخت شهودى
ج - چيزى كه وحى مى شود ، عبارتست از حقايق و واقعيات براى بيان و تبليغ « حيات معقول » انسانها بوسيلهء پيامبران الهى . ما پيش از بحث در واحدهاى مربوط به وحى ، يك تعريف اجمالى در بارهء وحى را مى آوريم : وحى عبارتست از آگاه شدن پيامبر از واقعيت چه بطور مستقيم بوسيلهء شعور و گيرندگى خاصى كه خدا به پيامبر عنايت نموده است ، و چه بوسيلهء فرشته اى كه مأمور ايصال وحى به شعور و استعداد گيرندگى پيامبر است .
اگر ما نتوانيم در بارهء حقيقت اين شناخت از مفاهيم كاملا روشن و مستقيم بهره بردارى نمائيم ، مى توانيم با تحقيق و بررسى در شناختهاى اشراقى و اكتشافى و شهودى و الهامى كه ساده تر و روشنتر از هويت وحى مى باشند ، تا حدودى به شناخت وحى نزديك شويم . شناختهاى مزبور با عبارات و اصطلاحات گوناگون در علوم روانى و ديگر علوم انسانى و فلسفهها مورد پذيرش قرار گرفتهاند . خصوصيتى كه در وحى وجود دارد اينست كه عين واقعيت و صلاح انسانها را در « حيات معقول » بطور قطع بيان ميكند . و كسى كه شايستهء وحى است ، با كوشش و تلاش كامل در تصفيه درون شايستگى گرفتن واقعيات را بدست مى آورد . اين تصفيه و تزكيه و گيرندگى بحدى است كه براى نوع بشر معمولى قابل تصور نيست و سرمايه و نيروى چنين تصفيه و تزكيه را خداوند متعال به بعضى از بندگانش عنايت نموده است چنانكه در آيه اى از قرآن آمده است : ( وَإِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا ) [١] ( خدا داناتر است به آن مورد كه رسالت خود را در آن قرار مى دهد . ) از مختصات وحى اينست كه بهيچ وجه قابل شك و ترديد نيست و واقعيتى كه با وحى براى پيامبران روشن مى شود ، آشكارترين و قويترين شهود است كه با جان آنان در آميخته است .
استناد شناخت وحى به خداوند متعال از استناد هر گونه شناخت به عوامل خود كاملتر و روشنتر است . يكى ديگر از مختصات وحى آنست كه با هيچيك
[١] الانعام آيهء ١٢٤