ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - فهم منطقى در شناختها
استنتاجات منطقى در اكثريت قريب به اتفاق تفكرات و اعمال ما رواج دارد .
حتى متفكران عالى مقام هم بدون توجه و آگاهى مشروح و دقت تفصيلى در اصول و قوانين رسمى منطقى ، با سرعت و بدون توقف هدف گيرى نموده و با حذف و انتخاب نا آگاهانه در پديدهها و روابط زندگى در حال ارتباط با جهان و انسان ، نتايج مطلوب خود را مى گيرند و بحيات طبيعى و فكرى خود ادامه مى دهند ، چه رسد به مردم معمول كه اكثريت قريب به اتفاق جوامع را تشكيل مى دهند . البته در تفكرات علمى و فلسفى و هنرى و جهان بينى معمولا نوعى منطق شفاف و نا ملموس حكومت ميكند كه مى توان با توجه به استدلال و استشهاد براى نتيجه گيرىها اين منطق را كاملا احساس نمود . نكتهء بسيار مهمى كه در اين مورد وجود دارد ، اينست كه روش منطقى رسمى بدانجهت كه با مفاهيم كلى ( معقولات ثانوى ) و علامات در منطق علامتى ( رمزى و سمبوليك ، و عناصر رياضى در منطق رياضى سر و كار دارد ، لذا انسان را با عين واقعيات در تماس مستقيم و ارتباط بىواسطه قرار نمى دهد و از اين رو است كه جنبهء تجريدى و انتزاعى منطق رسمى در هر نوعى كه دارد ، غلبه بر واقع بينى مستقيم داشته و يقين حاصل از آن ، آرامشى كه ارتباط مستقيم با واقعيات بوجود مى آورد نمى بخشد . از طرف ديگر در قالب گيرى مفاهيم بوسيلهء الفاظ و گنجاندن محتوى در علامات ، خود مفاهيم و محتويات را چنان مى خشكاند كه به ساختههاى ذهنى بيشتر شبيه مى شود ، تا خود واقعيات . بدينجهت است كه گروهى از فلاسفه در منطقهاى حرفه اى ارزش قابل توجهى سراغ ندارند . مخصوصا با در نظر گرفتن اين كه اكتشافات و اختراعات و اثرهاى عالى هنرى و بارقههاى فروزان ادبى ، از مغزهائى تراوش كرده است كه غوطه ور در منطق رسمى و حرفه اى نبودهاند .
ما در تاريخ حيات اديسون نديدهايم كه اين مكتشف بزرگ يك كتاب منطقى رسمى خوانده و در محتويات آن كتاب عمرى سپرى نموده سپس بكمك اصول و قوانين رسمى آن وارد ميدان اكتشاف شده باشد . بايد گفت : اساسىترين