ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - شناختهاى تجربى
و داراى قدرت بهره بردارى از دستگاههاى متنوع كه براى تماس با واقعيات ساخته شدهاند .
دو - وجود اصل يا اصولى مسلم در ذهن تجربه كننده كه او را وادار به بررسى و تجربه در واقعيت مى نمايد ، مانند « اصل عليت » لذا وقتى كه تجربه كننده پديده اى را مى بيند و در صدد كشف علت آن برمى آيد ، از اين اصل پيشين تحريك مى شود كه معلول بدون علت امكان پذير نمى باشد .
همچنين با اعتقاد جزمى به اين كه هيچ حادثه اى در بيرون از كشش زمان وقوع پيدا نمى كند ، بمجرد ديدن حادثه در پى جوئى آن نقطه از زمان مى فتد كه حادثه در آن صورت گرفته است . اگر اين قبيل اصول پيشين در ذهن تجربه كننده نباشد ، بدون ترديد كمترين فعاليت براى تجربه انجام نمى گيرد .
سه - انگيزهء تجربه ، مسلم است كه براى فعاليت تجربى ، انگيزه اى لازم است كه بدون آن ، هر كارى بعنوان تجربه صورت بگيرد ، بيهوده و بى نتيجه خواهد بود . اين انگيزه ممكن است فقط براى ارضاى حس كنجكاوى بوده و فقط براى درك و فهم خود واقع بوده باشد . و ممكن است براى بدست آوردن هدفى باشد كه مى تواند نيازهاى مادى يا معنوى را مرتفع بسازد . و ممكن است تجربه براى پيش افتادن در ميدان رقابت با ديگران صورت بگيرد .
در اين جزء از عمل تجربه ، نكتهء بسيار با اهميتى وجود دارد كه غفلت از آن بسيار ضرر بار است و آن اينست كه حتى در صورتى كه تجربه به انگيزگى اشباع حس كنجكاوى و واقع يابى محض بوده باشد ، باز با شروع كار تجربه هدف گيريهايى در امتداد تجربه بوجود مى آيد ، و بالاخره در همهء حالات تجربه كه با شناخت يك موضوع سر و كار داريم ، مسئلهء هدفها مطرح است و مسلم است كه واقعيتهائى كه جنبهء هدفى پيدا مى كنند گزينش و انتخاب خود تجربه كننده است كه با شرايط ذهنى و خواستههاى او يكى از ابعاد واقعيت را جنبهء هدفى مى دهد ، نه اين كه همهء واقعيت با همهء ابعادش براى تجربه كننده