ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - شناخت توصيفى محض
هاى معمولى درخشانتر و پر رنگتر جلوه ميكند .
كجا است آن شخصيتهاى رشد يافته كه احساس تعهد انسانى برين نموده ، پيش از آنكه بگذارند مغزهاى بشرى بخطا و غلط مرتكب شوند ، گفتهها و تفكرات خود را با ارزيابى دقيق بر جوامع بشرى سرازير كنند چگونه مى توان بدون احساس سر افكندگى و شرمسارى اين حقيقت را اظهار كرد كه قرنهاى طولانى واقعيت انديشهها و گفتارهاى ارسطو و افلاطون را فقط نام و شخصيت آنان اثبات كرده است . بعبارت ديگر دليل صدق و واقعيت گفتهها و انديشههاى آن دو شخصيت داراى جاذبيت خطرناك ، نام و نشان و شخصيت خودشان بوده است . اين پديدهء مستمر را هم اكنون در دوران ما مى توانيد ببينيد :
< شعر > رگ رگست اين آب شيرين و آب شور در خلايق مى رود تا نفخ صور < / شعر > مولوى شناخت توصيفى محض روش توصيفى يكى از عمومى ترين روشها است كه جنبهء روشنگرى واقعيتها را به عهده مى گيرند .
بطور طبيعى شناختهاى توصيفى در حد وسط از شناختهاى حاصله از ارتباطات ابتدائى با واقعيتها ، و شناختهاى حاصله از تحقيق و دگرگون كردن واقعيتها قرار گرفته است . براى توضيح اين نوع شناخت ، مجبوريم كه دو نوع شناخت پائينتر و بالاتر از شناخت توصيفى را در نظر بگيريم : گفتيم كه معرفت حاصل از توصيف ، بالاتر از شناختهاى حاصل از ارتباطات ابتدائى با واقعيتها است ، زيرا ذهن انسانى در اين ارتباطات جز عكسبردارى محض كارى انجام نمى دهد ، در صورتى كه توصيف يك واقعيت ممكن است با همهء ابعاد و خواص آن صورت بگيرد ، زيرا رسم علمى شناختهاى توصيفى چنين اقتضاء ميكند كه موضوعى كه براى توصيف برنهاده شده است ، در علم مربوط به آن موضوع