ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - آنجا كه شناختهاى فرضى و نظرى رنگ علم را مات ميكنند
يا « سينانتروپ » اجداد واقعى ما از سلسله اى ما قبل انسان عاقل مى باشند كه فسيلهاى آن مطلقا نا معلوم و ناشناس است « اين مسئله در جهان بينىها و مكتبها رواج و رونقى فراوان دارد . همچنين اشخاصى را مى بينيم كه به بينشهاى كانت يا هگل چنان دل باختهاند كه حتى در آن موارد كه خود فيلسوفان با احتياط و توسل به فرض و نظر برگذار كردهاند ، اينان با يقينى شگفت انگيز آن موارد را هم علم محض تلقى نمودهاند مخصوصا با نظر به اين اعتراف بسيار خردمندانه كه « ما جهان هستى را آن چنانكه براى ما مى نمايد براى شناخت مطرح مى كنيم » [١] ارزش فكرى اين مقلدان ( كاسهء داغتر از آش ) بخوبى روشن مى گردد .
اين عاشقان دلباخته نه بعنوان اين كه بهتر از جهانشناسان مورد علاقه خود فهميدهاند ، بلكه بعنوان علاقه مند به جهان بينى آنان ادعاى علم و واقعيت مى نمايند به هر حال اميدواريم دانش پژوهان طعم حياتى انديشه را بچشند و نهايت دقت را در تفكيك فرض و نظر از واقعيتها و قوانين علمى مبذول ندارند ، البته اين خطر كه فرض و نظر رنگ علم را مات ميكند ، براى آن دسته از متفكران كه در مسائل مربوط ، واقعيات علمى را از احتمالات و فرض و تئورى تشخيص مى دهند ، يا وجود ندارد و يا بسيار اندك است . اين خطر جدى در مسير رهروان ابتدائى و متوسط قرار گرفته است . بنظر مى رسد مرتفع ساختن اين خطر چنانكه بعضىها گمان ميكنند ، امكان ناپذير نيست ، باين ترتيب كه هر كتاب و اثرى كه در بارهء علوم نظرى و جهان بينىها نوشته مى شود ،
[١] اگر چه همهء همت و ارادهء متفكران اينست كه جهان را آن چنانكه هست ، بشناسند و در اين جهانشناسى از ناحيهء حواس و موضع گيرىهاى خاص خود ، دخالتى در اين شناخت دخالت نورزند ، ولى اين همت و ارادهء طبيعى به تموج محض در درون آنان قناعت مى ورزد . جملهء فوق اگر چه الفاظ صريح همهء جهانشناسان نيست ، ولى براى محققان مطلع از ارزيابى جهانشناسان در بارهء تفكرات خود ، كاملا روشن است كه مفاد و مفهوم جملهء فوق با اشكال گوناگون در آثار جهانشناسان وجود دارد .