ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٣ - آنجا كه شناختهاى فرضى و نظرى رنگ علم را مات ميكنند
مسئلهء مورد تحقيق ، آن قضيه را پيش مى كشد و بر مبناى احتمال اين كه مسئلهء مورد تحقيق با آن قضيهء مفروضه قابل حل و تفسير است ، بعنوان فرضيه مطرح ميكند . سرنوشت اين فرضيه از سه حال خالى نيست ، يا تدريجا و با پيشرفت در تحقيق مسئله ، انطباق آن بر واقعيت صد در صد اثبات مى شود ، در اين صورت فرضيه حالت قانونى به خود مى گيرد و وارد قوانين علمى مى شود . يا بطلان كلى آن ثابت مى شود و از دور شناخت مربوط به مسئلهء خارج مى گردد ، مانند فرضيه اتر كه براى تفسير موج بودن نور بوسيلهء هويگنس بميان كشيده شده بود .
و يا از بعضى جهات مى تواند در تفسير مسئلهء مورد تحقيق مطابقت نمايد . اما نظره ( نظريه ) كه تئورى نيز گفته مى شود ، آن قضايايى را گويند كه در يك يا عده اى از موارد مربوط به مسئلهء مورد تحقيق صدق ميكند و مى تواند آنها را تفسير و توجيه نمايد ، ولى هنوز نتوانسته است از عهدهء تفسير و توجيه كلى مسئلهء مورد تحقيق برآيد . [ البته در اين مبحث در تعريف فرضيه و نظره تكيهء بالخصوص به خود كلمه نداريم ، لذا ممكن است برخى از متفكران در تعريف فرضيه معنائى را بگويند كه ما براى نظره ( تئورى ) بيان كرديم . و اين يك مناقشهء لفظى است و ما نمى خواهيم بر روى كلمهء خاص اصرار داشته باشيم . ] بهر حال يكى از حساسترين و با اهميتترين مسائلى كه بايد در مباحث مربوط به شناخت مورد دقت قرار بگيرد ، فرضيه و نظره است ، زيرا اين دو پديده گاهى رنگ شناختهاى علمى را مات مى نمايد و گاهى مسامحه در مفهوم علم رنگ اين دو پديده را چنان تند و جالب مى نمايد كه بجاى علم واقعى استخدام ميشوند .
آنجا كه شناختهاى فرضى و نظرى رنگ علم را مات ميكنند براى كسانى كه يك برداشت واقعى از قانون صد در صد علمى ندارند ، و هر مسئله اى را كه در كتابهاى علمى و جهان بينى و يا در آموزشهاى شفاهى در بارهء آن دو مى بينند ، قانون علمى تلقى ميكنند ، خطرى بالاتر از اين وجود