ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - عنصر پنجم - اعتياد تقليد
عنصر پنجم - اعتياد تقليد چنانكه گفتيم : اين عنصر مى تواند روشنگر هويت و ارزش شناخت و عمل تقليدى بوده باشد . ترديدى نيست در اين كه منبع شناختها و اعمال تقليدى متنوع است و نمى توان آن را در همهء موارد يك حقيقت تلقى نمود . اصول كلى منابع تقليد كه شناخت يا عمل وابسته به آنها است ، بدينقرار است : ١ - منبع در امور نظرى - تقليد كننده قبول كرده است كه شخص يا اشخاصى كه شناخت يا عملش را به آنان وابسته نموده و از آنان گرفته است ، در آن موضوع كه شايستهء تبعيتاند ، صاحبنظر و در بيان واقع امين مى باشند .
اعتبار اين گونه تقليد از نظر هويت و ارزش هم مربوط به شخص تقليد شونده ميباشد و هم بچگونگى شخصيت تقليد كننده ، اعتبار تقليد با نظر به شخص تقليد شونده چنين است كه هر اندازه مهارت و بينش و وثوق تقليد شونده بيشتر باشد ، قوام گفتار يا كردار او از شخصيت خود تقليد شونده بالاتر رفته و واقعيت را براى تقليد كننده بيشتر نشان مى دهد . بعبارت روشنتر تقليد كننده با فرض مزبور ، خود را نزديك تر به واقعيت تلقى ميكند .
و اما اعتبار تقليد با نظر به وضع شخصيتى تقليد كننده ، بيك نوع مشخص نيست ، زيرا بعضى اشخاص با داشتن مقدارى معلومات در بارهء موضوع تقليد به اهميت معلومات صاحبنظر پى مى برد و ارزش معلومات لازم و كافى صاحبنظر را بخوبى درك ميكند و به اضافهء ايمانى كه صاحبنظر دارد ، شناخت و عمل وابستهء خود را مربوط به واقعيت و اصيل تلقى مى نمايد . برخى ديگر از مردم با كمال بى اطلاعى از موضوع تقليد ، با استناد به ايمان به صاحبنظر ، خود را مربوط با واقعيت مى دانند . اعتبار شناخت و عمل ايمان تنها با ايمانى كه به صاحبنظر دارند ، مشخص مى گردد . گروهى از مردم بجهت داشتن اطلاعات محدود در بارهء موضوع تقليد شناختى مخلوط از اطلاعات خود و معلومات صاحبنظر پيدا ميكنند . هويت اين گونه شناخت اگر همراه با ايمان به صاحبنظر نبوده