ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - تقليد ناشى از جاذبهء شخصيتها
سازندگى آنان در ابعاد گوناگون حيات بشرى كه دارند ، بعد ديگرى از آنان چه آگاهانه و چه نا آگاه در خاندان بشرى مطرح است كه در تفسير و توجيه حيات انسانها بيش از آنچه كه تصور مى شود ، مؤثر ميباشد .
اين بعد عبارتست از جاذبهء واقعيت نماى شخصيتها كه گاهى امواجش تا اعماق سطوح روانى مردم نفوذ ميكند .
مى توان گفت : بروز اين جاذبيت سه ريشهء اساسى دارد : ريشهء يكم - خاصيت واقع گرائى خود انسانها كه بسيار حيات بخش و عامل اصيل پيشرفتها در شناخت و عمل ميباشد . ولى هيچ جاى ترديد نيست كه گاهى دامنهء جاذبيت شخصيت بسيار گسترده تر از جاذبيت خود آن واقعيتى است كه بوسيلهء آن براى مردم عرضه شده است . البته هر اندازه كه واقعيت كشف شده يا ساخته شده بيشتر داراى اهميت بوده باشد ، بهمان اندازه جاذبيت شخصيت با اهميتتر و اصيلتر گسترش مى يابد .
ريشهء دوم - مربوط به خود شخصيت است ، بعضى از شخصيتها به اضافهء جاذبيت ، امتيازى كه از ارائهء واقعيت و ايجاد تحول مفيد در جوامع بدست مى آورند ، بجهت داشتن عناصر روانى ديگرى مانند اوصاف عالى انسانى و يا ابراز آن واقعيت و ايجاد تحول بجهت موقعيتهاى حياتى كه همزمان با فعاليت سودمند شخصيت بوده است ، كشش عميقتر و گسترده ترى را حيازت ميكنند . چنانكه عكس اين قضيه هم صحيح است ، باين معنى كه ممكن است در سرگذشت پيشرفتهاى بشرى شخصيتهائى بوده باشند كه سودمندترين گامها را در راه پيشرفتها برداشتهاند ، ولى يا بجهت نداشتن اوصاف عالى انسانى و منفور جلوه كردن در جامعه ، يا مناسب نبودن موقعيتها ، يا كيفيت عرضهء واقعيت ، بدون ايجاد كمترين جاذبيت ، رهسپار گوشههاى تاريك تاريخ گشته و نام و نشانى از آنان باقى نمانده است .
ريشهء سوم - مربوط به مردم جامعه است آنچه كه تاريخ سرگذشت پيشرفتهاى