ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
٤ - ارتكاب فواحش ٥ - قتل نفس بدون مجوز ٦ - بى اعتنائى به فعاليت حواس ٧ - نينديشيدن در خلقت زمين و آسمان و آيات الهى كه در آنها در جريانست ٨ - عدم توجه به عظمت فعاليتهاى مغزى كه وسائل حركات متنوع را مانند كشتى مى سازد و آنرا در درياها بحركت مى آورد ، و عدم توجه به قابليت و مختصات اجزاى كشتى براى تركيب و تشكل معين و آب براى حمل كشتى و مانع نشدن از حركت آن و غير ذلك و با همين ملاك مى توان گفت : بى توجهى به كليهء فعاليتهاى مغز انسانى و اجزاى متنوع طبيعت كه با ارتباط صحيح با يكديگر هواپيماها و كشتىهاى اقيانوس پيما و كشتيهاى فضائى و كامپيوترهاى دقيق بوجود مى آورند ، كاشف از ركود عقل سليم است . بالعكس ، اگر عقل سليم انسانها فعاليت صحيح داشته باشد ، به خدا شرك نمى ورزد و به پدران احسان مى كند و حيات فرزندان را بجهت ترس از فقر فانى نمى سازد . . . . ٩ - از سرگذشت اقوام و ملل در گذرگاه تاريخ عبرت مى گيرد ، ميان عالم و جاهل تفاوت مى گذارد . در جستجوى رشد و كمال در مسير جاذبيت الهى همهء حركات و سكنات و گفتار و انديشه و حتى تخيلات و اراده و انتخاب خود را با كمال منطق عقلانى بشكل عبادت در مى آورد . تقسيماتى كه در باره عقل بوسيله فلاسفه و حكماء صورت گرفته است ، مانند عقل بالملكة ، عقل بالفعل ، عقل مستفاد ، عقل فعال ، عقل كلى ، عقل الهى . . . . همهء اين اقسام ، مانند مراتب نور در جريان عالم هستى ، مانند روح در كالبد مادى با نظر به استعداد عالم هستى مشغول فعاليت مى باشند . و اين مراتب كه كشف از وحدت واقعى عقل مى نمايد ، و در روايات معتبر ملاك ارزش و كمال آدمى و مسئوليت معرفى شده است ، غير از عقل نظرى جزئى است كه در اسارت خود طبيعى بزنجير افتاده جز هدف گيرى در خود محورى كارى انجام نمى دهد . مى توان گفت : عقل الهى كه انسان را در جاذبه ربوبى قرار مى دهد ، بعد ديگرى از قلب و فؤاد و لب است كه يكى از دو حجت الهى است .