ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - آيا مى توان ١٧١ آنچه بايد باشد ١٨٧ را از ١٧١ آنچه هست ١٨٧ نتيجه گرفت
آوردن اطمينان بوسيلهء راستگوئى و ممنوعيت دروغگوئى ضرورت دارد .
چرا بايد زندگى اجتماعى را بپذيريم ٤ - ابعاد گوناگون حيات ما فقط در زندگى اجتماعى به فعليت مى رسد و ما مى توانيم از آن ابعاد هم در برطرف ساختن آفات و موانع حيات خود بهره - بردارى كنيم و هم مى توانيم امتيازات وجودى خود را تحصيل نمائيم .
چرا چنين فعاليتى بعنوان به فعليت رساندن ابعاد گوناگون حيات ضرورت دارد ٥ - براى اين كه واقعيت حيات براى به فعليت رسيدن آن ابعاد مى جوشد .
چرا ما بايد اين جوشش را پاسخ مثبت بدهيم ٦ - براى اين كه حيات لزوم ادامهء خود را كه مستلزم گسترش ابعاد آنست ، در ذات خود دارد . چرا ما بايد اين اقتضاى ذاتى حيات را پاسخ مثبت بگوئيم اينست آخرين « بايد » كه در تحليل و ريشه گيرى همهء « آنچه بايد باشد » ها كه در برابر ما قرار مى گيرند ، پيش مى آيد . اين « بايد » نهائى يك « چرا » ى نهائى نيز بدنبال دارد كه در همين شمارهء اخير مطرح نموديم . در برابر اين « چرا » ى نهائى مى گوئيم : اين « چرا » نمى تواند منطقى بوده باشد همان گونه كه چرا شكل مثلث مركب از سه ضلع است ، نمى تواند « چرا » ى منطقى بوده باشد ، زيرا اگر شكلى را مثلث فرض كرديد ، سه ضلعى بودن ذات آن است ، چنانكه اگر كوه فرض كرديد دو پديدهء فراز و نشيب را در هويت آن فرض كردهايد . حال مى گوئيم : حيات آن پديده ايست كه اقتضاى بقاء و ادامهء خود را در ذات خود دارد . لطفا دقت فرمائيد كه مى گوئيم : « اقتضاى بقاء و ادامه » و نمى گوئيم تمام هويت حيات ، مانند مثلث و سه ضلع . درك اين اقتضاء در پديدهء حيات درك « آنچه هست » ميباشد . روشنترين دليل اين مدعا اينست كه دفاع همهء جانداران از حيات خود و از آن جمله انسان بشرط آنكه در بارهء حيات خود دچار احساس شكست نشده است ، از نوع فعاليت جبرى و باز تابى بوده و