ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - آيا مى توان ١٧١ آنچه بايد باشد ١٨٧ را از ١٧١ آنچه هست ١٨٧ نتيجه گرفت
بر طرف مى گردد كه راه اثبات واقعيتها وسيعتر از آن راه باريكى است كه علم بمعناى اصطلاحى آن در پيش پاى ما نشان مى دهد . بعنوان مثال : ١ - آنچه را كه بوسيلهء حواس چه بطور مستقيم و چه بطور غير مستقيم در مى يابيم ، واقعيت است و آن دريافت شده بوسيلهء حواس ساخته شده حواس ما نيست بطورى كه اگر بخواهيد از ارتباط حواس با محسوسات قضيه اى بسازيم و بگوئيم مثلا من ماه را مى بينم و با اين ارتباط وجود ماه براى من بعنوان واقعيت مطرح است ، قضيه اى كاملا صحيح را مطرح كردهايم . بالاتر از اين ، برخى از متفكران بزرگ معتقدند كه هيچ راهى براى اثبات واقعيت خارج از ذهن جز يك دريافت مستقيم و غير قابل استدلال نداريم ، چه رسد به اين كه علم بمعناى اصطلاحى امروزى بتواند آن را اثبات نمايد . عمل ذهنى رياضى واقعيتى است كه در ذهن ما انجام مى گيرد و نتايج عمل رياضى در ذهن ما واقعيتهائى هستند كه قابليت انطباق بجهان خارج از ذهن دارند .
٢ - انقسام نمودهاى جهان عينى به سه نوع زيبا و زشت و بيطرف انقسام كاملا صحيح است ، ما بعضى از نمودها را زيبا و بعضى ديگر را زشت و برخى ديگر را بيطرف مى دانيم حتى اگر بگوئيم : در احساس زيبائى از يك نمود ، محتويات و شرايط ذهنى ما دخالت مى ورزند ، باز اين حقيقت را مى دانيم كه انطباق محتويات و شرائط ذهنى ما بر نمود خارجى كه با خصوصيت عينى خود آنها را تحريك و به درك زيبائى منتهى مى شود واقعيت دارد .
٣ - انديشههاى منطقى كه وسيعتر از عمل رياضى ذهنى است ، بعنوان بيان كنندهء نظم درست انديشيدن واقعيت دارند .
٤ - دركهاى وجدانى ما در بارهء واقعيتهائى فراوان مانند ارتباط مستقيم حواس ما با محسوسات است ، چنانكه با ارتباط مستقيم حواس واقعيت محسوسات را با قطع نظر از تجزيه و تركيبهاى حرفه اى مى پذيريم ، همچنان با دركهاى وجدانى واقعيتهائى را مى پذيريم ، مانند خود هشيارى ( علم