ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٠ - نتيجهء سوم - نبايد بجاى بدست آوردن علم در بارهء واقعيات بگمان و پندار و توهمات قناعت كرد
دادن و تماس صحيح با واقعيات ] كه در اختيار انسان قرار گرفته است ، مسئول است . زيرا اين ابزار و وسائل براى تماس و ارتباط صحيح با واقعيات كه ملاك شناخت و گرديدن هستند ، ساخته شدهاند ، هر انسانى چه بخواهد و چه نخواهد ، حتى چه تفصيلا بداند و چه نداند ، بطور طبيعى در مى يابد كه آن وسايل و ابزار براى ارتباط صحيح با واقعيات در صحنهء ( حيات معقول « به وى عنايت شده است ، نه براى چيزى ديگر . اين مسئله در مباحث مربوط به حواس مشروحا بررسى خواهد شد . با اين فرض از كار انداختن اين وسائل و فريب دادن خود با منحرف ساختن آنها از فعاليتهاى حقيقى كه دارند ، مساوى مبارزه با » حيات معقول « است كه نوعى خود كشى محسوب مى شود .
نتيجهء سوم - نبايد بجاى بدست آوردن علم در بارهء واقعيات بگمان و پندار و توهمات قناعت كرد .
در اول مباحث شناخت از ديدگاه قرآن به اين نكتهء مهم اشاره كرديم كه قرآن شناخت و معرفت را آن روشنائى ميداند كه « حيات معقول » را تفسير و آنرا از زندگى معمولى نا معقول جدا مى سازد .
با نظر بمعناى « حيات معقول » كه عبارتست از حيات استخراج شده از عوامل بوجود آورندهء زندگى همراه با محاسبهء عقلانى در بارهء همهء شئون آن ، براى رسيدن بهدف اعلا ، جدىترين واقعيات ميباشد كه با خيال بافى و پندار بازى و توهم گرائى سازشى ندارد . قناعت بگمان بى اساس در بارهء با اهميتترين مسئلهء حيات كه آغاز و پايان هدف آنست ، نه تنها مبتنى بر شناخت قابل قبول نيست ، بلكه تباه كنندهء اصل حياتست كه نمود شناخت بدان داده شده است ، يعنى براى گريز از تكليف آن گمان بى اساس شناخت تلقى شده است اين حقيقت كه كسى كه نمى خواهد بداند از كجا آمده است و بكجا مى رود و براى چه به اينجا آمده است و مى خواهد اين سؤالات را با پاسخهاى خيالى و پندارى منتفى بسازد ، او با خويشتن بمبارزه برخاسته است جدىترين حقيقتى است كه براى بشريت مطرح است . با اين بيان مى توان به