ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٣ - بايد از احسن پيروى كرد و احسن را ابراز نمود
( ٤ - حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى الله إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) [١] [ حضرت موسى ( ع ) به فرعون فرمود : ] ( حق و سزاوار نيست كه در بارهء خدا جز حق نگويم . من دليلى روشن از پروردگارتان براى شما آوردهام ، بنى اسرائيل را با من بفرست ) .
( ٥ - فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الأَدْنى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ ) [٢] ( آيا از آنان تعهد كتابى گرفته نشده است كه جز حق در بارهء خدا چيزى نگويند ) ( ٦ - وَجادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِه الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ) [٣] [ آن تبه كاران ] ( به وسيلهء باطل به جدل پرداختند تا حق را بوسيلهء باطل تباه كنند ، آنانرا گرفتم [ ديدى ، يا ديدند كه ] كيفر من چگونه بود ) آن آياتى كه در قرآن مجيد عالم خلقت را حق معرفى ميكند ، مانند : ( ٧ - وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) [٤] ( و او خداونديست كه آسمانها و زمين را براى حق آفريده است ) .
ضمنا گوشزد ميكند كه گفتار و انديشه و شناخت ما بايد در بارهء عالم خلقت بر مبناى حق باشد . از آيات فوق بخوبى روشن مى شود كه براى ارتباط صحيح با واقعيات جز پىجوئى از حق و حق گويى و حق انديشى و حق شناسى راهى ديگر وجود ندارد . پس يك جامعهء اسلامى صحيح آنست كه در آن جز حق گفته نشود و به جز حق نينديشند . نتيجهء قطعى اين حق محورى بوجود آمدن شناختهاى صحيح در جامعه ميباشد .
بايد از احسن پيروى كرد و احسن را ابراز نمود ٣ - برخى از آيات دستور به پيروى از احسن مى نمايد ، مقصود از احسن گفتار و انديشهء بهتر مى باشد . البته مى دانيم كه منظور از احسن زيبائى محض
[١] الاعراف ١٠٥ .
[٢] الاعراف ١٦٩ .
[٣] المؤمن ( غافر ) آيهء ٥ .
[٤] الانعام آيهء ٧٣ .