ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٦ - بخش دوم انواع و ابعاد شناخت از ديدگاه قرآن
< شعر > اين دعا هم بخشش و انعام تست ور نه در گلخن گلستان از چه رست < / شعر > مولوى هيچ سنخيتى و تشابهى ميان مجموعه اى از عناصر مادى و روح يا روان ، من و ، همچنين ما بين آن مجموعه و علم وجود ندارد .
( ٢ - وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ) [١] ( و خداوند همهء اسماء را به آدم تعليم فرمود ) .
در تطبيق آيهء « اسماء » بر مسئله ما كه استناد علم به خدا است ، دو موضوع را بايد در نظر داشته باشيم : موضوع يكم - مقصود از اسماء با نظر به ظاهر آيه كه ضمايرش انسانى است ( هم ، هؤلاء ) ارواح مقدسهء انبياء و اوصياء و أئمهء معصومين عليهم السلام است كه خداوند بوسيله آنان استعدادهاى شناخت و معرفت انسانها را به فعليت رسانيده است و دانشهاى مفيد و سازندهء « حيات معقول » را از آن چشمه سار - ها در درون مردم بجريان انداخته است . بعبارت ديگر چون مقصود خداوندى از آفرينش انسانها ، معرفت آن مقام شامخ ربوبى و گرايش به جاذبيت كمال و عظمت خداونديست ، و انبياء و اوصياء و أئمهء معصومين به حد اعلاى معرفت و گرايش رسيدهاند ، لذا قرار گرفتن انسانها در مسيرى كه اين انسانهاى كامل پيمودهاند ، مقصود خداوندى از خلقت آنان بوده و شناخت واقعيات صحيح را از اين انسانهاى كامل مى توانند بدست بياورند . در حقيقت آشنائى آدم با آن ارواح كامل آشنائى با همهء واقعيات صحيح بوده است . و اين معنى كه در رواياتى در تفسير الميزان ج يكم تفسير آيهء ٣١ از البقرة نقل شده است ، محصول دو گروه رواياتست كه يكى از آن دو گروه مطابق ضماير آيه ( هم ، هؤلاء ) اسما را اسماء ارواح مقدسه معرفى ميكند . گروه دوم مقصود از اسماء را واقعيات و حقايق جهان هستى بيان مى دارد .
[١] البقرة آيه ٣١ .