ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - محروميت از شناخت خويشتن و خودسازى
مى نشينند . اينان از طبيعت رانده شده و به ماوراى طبيعت نرسيده در وسط راه بيك روشنائيهائى خيره شدهاند كه تنها براى نشان دادن راه ميباشد ، نه براى خيره شدن و عشق و پرستش . گروه سوم - طبيعت را تا حدود امكان درك كرده و عظمت و ارزش آنرا كه شايستهء مسير بودن براى ماوراى طبيعت است دريافت نموده هر دو امتياز طبيعت و ماوراى طبيعت را بدست مى آورند .
معناى اين كه طبيعت مسيرى براى ماوراى طبيعت است ، آن نيست كه واقعا طبيعت جز راهى خشك براى سپرى كردن فاصله دو قلمرو چيزى ديگر نيست ، بلكه همان آغوش ما در پر عاطفه ايست كه پس از طى دوران شير خوارگى فرزندش او را به عوامل رشد و تكامل مى سپارد . همين طبيعت بله همين طبيعت .
< شعر > تو درون چاه رفتستى ز كاخ چه گنه دارد جهانهاى فراخ مر رسن را نيست جرمى اى عنود چون ترا سوداى سر بالا نبود < / شعر > هر سه گروه دورانى از شك و ترديد و وسوسهها را بايد طى كنند ، با اين تفاوت كه گروه اول بجهت هوى پرستى و خود محورى و گروه دوم بجهت كج فهمى و قهر از طبيعت كه مادر انسان است ، بوسيلهء شك و ترديد و وسوسه راه را گم مى كنند و موجوديت خود را از وصول به حد نصاب كمال محروم مى سازند ، ولى گروه سوم - حركت منطقى خود را ادامه مى دهند و به شك و ترديد و وسوسهها پيروز ميشوند و به هدف نهائى زندگى خود نايل مى گردند .
محروميت از شناخت خويشتن و خودسازى آيات قرآنى اهميت بسيار زيادى به شناخت و سازندگى خويشتن تذكر مى دهد . از آن جمله : ( ١ - سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه الْحَقُّ ) [١]
[١] فصلت آيهء ٥٣ .