ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٣ - يكى از بزرگترين آفات شناخت كه حيات را به تباهى مى كشد ، عمل نكردن به علم است
است ، بقدرى زياد است كه جمع آورى آنها احتياج به تأليف مستقلى دارد .
اين منابع هر دو صورت بى اعتنائى به علم را مطرح ميكند : صورت يكم - عمل نكردن مطابق علم . صورت دوم - عمل كردن بر خلاف علم . مسلم است كه تباهى عمل بر خلاف علم شديدتر از عمل نكردن مطابق علم است ، زيرا در صورت يكم علم كه حجت و برهان الهى است فقط مورد بىاعتنائى قرار مى گيرد ، در صورتى كه در صورت دوم لجاجت و مقاومت در برابر حجت و برهان الهى نيز وجود دارد . علم آن سرمايهء حيات جاودانى است كه خداوند متعال در اختيار انسانهائى گذاشته است :
< شعر > خاتم ملك سليمان است علم جمله عالم صورت و جانست علم < / شعر > ( مولوى ) تصور اين كه انسانى با داشتن نور علم در ظلمات جهالت و تباهىها غوطه ور مى شود ، درست مساوى اين تصور است كه انسانى در شب تاريك از روى سنگلاخها و گردنههاى هولناك و پرتگاههاى خطرناك عبور مى كند و چراغى را كه فرا راه او گرفته شده است خاموش مى سازد . بدتر از اين حالت تباهى عمل بر ضد علم است كه هيچ كلمه اى جز مبارزه با خويشتن نمى توان بيان كنندهء آن بوده باشد . آياتى كه با بيانات گوناگون هر دو تباهى را تذكر مى دهد ، فراوان است از آن جمله : ( ١ - مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ الله وَالله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) [١] ( مثل آنان كه تورات با خود دارند ولى آنرا درك و مورد عمل قرار نمى دهند .
مانند الاغى است كه لوحهها ( كتابها و هر اثر نمايشگر علم ) را حمل مى كند ، بد است مثل آن قومى كه آيات خداوندى را تكذيب ميكنند ، و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمى كند ) .
[١] الجمعه آيهء ٥ .