ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - سخن از روى جهل در بارهء حق ، تباهى حتمى را بدنبال دارد
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است در مباحث شناخت از ديدگاه فلسفى و علمى مسائل مربوط به شناختهاى تقليدى را مشروحا بررسى نمودهايم . در اين مبحث نتايج صريحى را كه از آيات قرآنى در موضوع شناختها و معتقدات و رفتارهاى تقليدى مى توان منظور نمود ، متذكر مى شويم : نتيجهء يكم - تبعيت از عقايد و رفتار اخلاقى گذشتگان از آن جهت ممنوع است كه پايهء عقلائى صحيح نداشته باشند و فقط از آن جهت مطلوب تقليد كنندگان باشند كه سالها يا قرنها بر آن عقايد گذشته و حالت رسوبى در جامعه داشته باشند . نتيجهء دوم - هر دورانى كه در برابر دوران آينده ، تاريك تر بوده باشد ، يعنى از نظر درك و تعقل و سير تكاملى عقب مانده تر باشد ، دوران جاهليت ناميده مى شود و واقعيات كشف شده در دوران روشنائى الطاف الهى است كه بشكل حكمت بوسيلهء پيامبران و مصلحين خردمند براى انسانهائى كه در جستجوى يقين بواقعياتند ، در دلهاى آنان درخشيدن مى گيرد .
نتيجهء سوم - روشنفكران روشنگر كه خود رسالتى براى روشن كردن مغزها و دلهاى آدميان دارند و خود در حركت بسوى كمال پيشتازند ، يكى از اساسىترين مادهء رسالت خود را گسيختن زنجير تقليد و گذشته گرايى كه ارتجاع ناميده مى شود ، مى دانند .
براى كسانى كه از ساختن « حيات معقول » براى خود اعراض كردهاند ، واقعيات اساطير و حقايق افسانهها تلقى مى گردند
براى كسانى كه از ساختن « حيات معقول » براى خود اعراض كردهاند ، واقعيات اساطير و حقايق افسانهها تلقى مى گردند آرى ، چنين است داستان غم انگيز بشر در گذرگاه قرون و اعصار كه هر اندازه كه در هوى و خودمحورى غوطه ور مى شود و خود را از ساختن « حيات معقول » براى خويشتن بىنياز مى بيند ، واقعيات را اساطير و حقايق را افسانه تلقى ميكند بايد با صراحت تمام گفت كه آنانكه واقعيات را اساطير و حقايق را افسانه تلقى ميكنند ، ضررى به واقعيات و حقايق نمى زنند . آنان كوچكتر